تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
تصرف المجنون الا فى اوقات افاقته الثالث السفه و يحجر عليه فى ماله خاصة الرابع الملك فلا ينفذ تصرف المملوك بدون اذن مولاه و لو ملكه شيئاً لم يملكه على الاصح .
شرح
1 - اطباقى كه در تمام طول سال مجنون است و هيچ‌گاه حق تصرف ندارد . 2 - ادوارى كه جنونش دوره‌اى است يعنى بخشى از سال را مجنون است و برخى از اوقات از جنون افاقه پيدا مىكند و خوب مىشود چنين كسى در دوران افاقه حق تصرف دارد . عامل سوّم : سفيه بودن يعنى ابله و كودن و خنگ بودن كه بيش از اندازهء فريب مىخورد و عقل معيشت ندارد و قادر نيست بر اصلاح و حفظ و ازدياد اموالش و راه و رسم معامله را وارد نيست و گاه شود كه كاهى را به كوهى خريده و يا كوهى را به كاهى بفروشد چنين كسى را حاكم از تصرف در اموالش منع مىكند امّا از تصرفات ديگر محجور نيست . عامل چهارم : مملوك و برده بودن بنابراين تصرفات بنده هر چند بالغ و عاقل و رشيد باشد صحيح نيست مگر با اذن مولى به او در تجارت و . . . كه در اين صورت بلا مانع است . مسأله : آيا عبد قابليت مالك شدن را دارد يا خير ؟ دو قول است : 1 - اكثر فقها بر آنند كه خير عبد مالك چيزى نمىشود و اگر هم مولى يا كس ديگرى چيزى به او تمليك كنند به ملك او در نيامده و بر ملك مولى باقى مىماند بدليل اينكه قرآن فرموده :ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ، يا در تعبيرات آمده : العبد و ما فى يده كان لمولاه . 2 - عدّه‌اى از فقها گويند : عبد هم مىتواند مالك شود كه بايد در جاى خود بحث شود .