تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
و يخرج الحبّ و البيض بالزرع و الاستفراج عن الاختصاص و للشفيع اخذ
شرح
است بعضى گويند از او قبول مىشود و آن عين به مقر له پرداخت مىشود و بعضى گويند پذيرفته نمىشود زيرا كه شايد مفلس با اين حيله مىخواهد اموالش را از حجر برهاند . 6 - اگر ملك خود را به بيع به شرط الخيار فروخته و هنوز مدت خيار باقى است طلبكاران نمىتوانند او را مجبور كنند كه معامله را فسخ كند و ملك را پس گيرد تا نصيب آنان از مال افزون گردد چون نوعاً قيمت ملكى كه بيع شرط گذاشته‌اند از پولى كه گرفته‌اند بيشتر است بلكه اختيار با خود مفلس است كه فسخ بكند يا نه . 7 - هر كس قبل از افلاس مالى را به مفلس فروخته و هنوز بهاى آن را دريافت نكرده بود كه او ورشكست شد فروشنده مىتواند عين مالش را كه در ميان اموال توقيف‌شدهء مفلس است بردارد و او به آن مال از ديگران سزاوارتر است هر چند طلبكاران را زيان رساند امّا نما و فوايدى كه در اين مدت آن عين داشته متعلق به همهء طلبكاران بوده و از اموال توقيف شده محسوب مىگردد . 8 - اگر شخص ورشكسته مالى را خريد [ مثلًا گندم ] و آن را با مثل خود يا پست‌تر از آن درآميخت باز فروشنده حق دارد از آن آميخته مقدار حق خود را بر دارد و امّا اگر با بهتر در آميخته باشد نمىتواند سهم خود را جدا كند بلكه با ساير طلبكاران شريك مىشود . 9 - حكم مذكور فقط در مفلس است و در غير او نيست مثلًا اگر ميت تركه‌اش كمتر از دين او است صاحب مال موجود نمىتواند آن را براى خود بردارد و اگر دانه خريد و كشت كرد و يا تخم مرغ خريد و زير مرغ گذاشت و تبديل به جوجه كرد ديگر مخصوص فروشنده نيست .