بلوغ خمسة عشرة سنة فى الذكور و تسع فى الانثى و الثانى باصلاح ما له عند اختباره بحيث يسلم من المغابنات و تقع افعاله على الوجه الملائم و لا يزول الحجر مع فقد احدهما و ان طعن فى السن و يثبت فى الرجال بشهادة امثالهم و فى النساء بشهادتهن او بشهادة الرجال الثانى الجنون و لا يصح
شرح
ندارد چنان كه به زودى خواهد آمد علائم بلوغ : سه امر نشانهء بلوغ است كه هر كدام در انسان يافت شود او بالغ است و تمام احكام تكليفيه و وضعيه بالغين در حق او ثابت مىشود :
1 - انبات شعر يعنى روئيدن موهاى خشن و درشت بر زير ناف و بالاى عورت .
2 - احتلام يعنى محتلم شدن .
3 - اگر مذكر است پانزده سال را تمام نموده وارد شانزده شود و اگر مؤنث است نه سال را تكميل كرده باشد .
علائم رشد : آنست كه وقتى طفل را آزموديم از عهدهء اصلاح اموال خويش برآيد بهگونهاى كه در معاملات گول نخورد و فريبش ندهند و كارهاى او در زندگىاش بجا و بر وجه ملايم باشد همانگونه كه اكثر عقلاى قوم انجام مىدهند .
دو مسأله : 1 - كودك هر اندازه كه سن او بالا رود و به 30 هم فرضاً برسد امّا رشيد نباشد شرعاً محجور است و حق تصرف در اموال خويش ندارد .
2 - رشيد بودن در مردان به شهادت مردان ثابت مىشود كه دو نفر عادل يا تعدادى انسانهاى رشيد و عاقل و هوشيار بگويند اين فرد رشيد است و امّا در زنان از دو راه ثابت مىشود يكى از راه شهادت خود زنها و يكى از راه شهادت مردان .
عامل دوّم : مجنون بودن پس ديوانگان تا زمانى كه عاقل نشوند شرعاً حق ندارند در اموال خويش تصرف كنند بلكه ولى طفل يا مجنون با رعايت مصلحت آنها حق دارد در اموال آنها تصرف كند البته مجنون دو قسم است
: