و لو اشتراه جاهلًا بالغصب رجع بالثمن على الغاصب ربما غرم عوضا عما لا نفع فى مقابلته او كان على اشكال و لو كان عالما فلا رجوع بشىء و لو زرع الغاصب كان الزرع له و عليه الاجرة و القول قول الغاصب فى القيمة مع اليمين و تعذر البيّنة
شرح
همانطورى كه بايد عين مال مغصوب را به صاحبش برگرداند همچنين بايد منافع مستوفات و غير مستوفات آن را برگردانده و يا قيمت آن را بدهد .
22 - اگر مال غصبى را بدون آگاهى به غصبيت از غاصب خريدارى كند به گمان اينكه مال خود او است و مالك بر آن دست يابد و عين مال خود را با منافع آن از مشترى بگيرد مشترى مىتواند به فروشنده رجوع كند و هر چه غرامت كشيده است از فروشنده بخواهد حتى بهاى منافع مثل شير و پشم و اجرت سوارى و كرايه مغازه و خانه و . . . خواه استفاده كرده باشد يا نه و چون مالك همهء اينها را از مشترى مىستاند و اين ضرر از ناحيه فروشنده به او رسيده لذا حق رجوع به غاصب دارد ولى اگر مشترى عالم به غصبيت بوده حق ندارد به غاصب رجوع كند حتى قيمت اصل مال را خود بايد بدهد .
23 - اگر غاصب سرزمين غصبى را زراعت كند محصول از آن خود غاصب خواهد بود ولى اجرت زمين را بايد به مالك بپردازد .
24 - اگر غاصب با مالك در مقدار قيمت مال غصبى اختلاف كنند چنان كه مالك بيّنه بياورد قول مالك مقدم است و اگر بينه نياورد قول غاصب مقدم مىشود كه منكر زيادى قيمت است البته بايد قسم هم بخورد .