و حدّ الطريق المبتكر فى المباحة مع المشاحة سبعة اذرع و حريم بئر المطعن اربعون ذراعاً و الناضح ستون و العين فى الرخوة الف و فى الصلبة خمسمائة و يحبس النهر الا على الكعب فى النخل و للزرع الى الشراك
شرح
راهى براى املاك خود باقى گذارند و حدّ آن راه در مرحله اوّل بستگى به توافق مالكين دارند و اگر تراضى نكنند بلكه اختلاف كنند بايد به اندازهء حاجت الزامشان كرد .
و جناب علّامه فرموده حدّ اين طريق هفت ذراع است [ به فرموده علامه شعرانى : در هفت ذراع دو شتر با بار مىگذرند كه يكى بيايد و يكى برود و در روايتى پنج ذراع گفته و مناط قدر حاجت است ] .
حريم چاهى كه با دلو و چرخ از آن آب مىكشند چهل ذراع است در زمين مباح .
حريم بئر الناضح يعنى چاهى كه به حيوان از آن آب مىكشند [ گاو چاه ] شصت ذراع است .
حريم چشمهها و قناتها در زمينهاى سست هزار ذراع است و در زمينهاى سخت پانصد ذراع است و فلسفهء حدّ مذكور آنست كه با اين حدّ زيانى به كسى وارد نمىشود .
2 - آب باران و رودخانهها چون روان مىگردد به هر ملك كه نزديكتر باشد اولويت با آن ملك است كه اوّل از همه او سيراب شود و هنگامى كه نياز اوّلى رفع شد حق زمينهاى دور تر است و بايد آب را براى آنها رها كرد و شرعاً جائز نيست كسانى كه ملكشان به سرچشمه نزديكتر است آب زائد بر مقدار حاجتشان را حبس كنند و به افرادى كه ملكشان دور تر و پايينتر است بفروشند .
در روايت است كه زمينهاى بالاتر و نزديكتر به آب كه آب به ترتيب از كنار