كالحمامات و المساجد و لا من الجيب و الكمّ الظاهرين و لو كانا باطنين قطع و يقطع سارق الكفن و بايع المملوك و الحرّ و لو نبش و لم يأخذ عزّر فان تكرّر وفات السلطان جاز قتله و يثبت بشهادة عدلين او الاقرار مرّتين من اهله و يكفى في غرم المال المرّة و شهادة الواحد مع اليمين و لو تاب قبل البينة
شرح
1 - حمامها .
2 - مساجد و هر جايى كه محل رفت و آمد است و چنان نيست كه كسى مخفيانه بيايد و سرقتى كند .
3 - اگر از جيب و آستين بيرونى لباس پولى را بدزدد نيز موجب قطع يد نيست ولى از جيب درون جامه موجب حدّ است .
و : كفن دزد بايد دستش قطع شود و اگر نبش قبر كند ولى كفن را به سرقت نبرد بايد تعزير شود .
و نيز اگر كسى انسانى را بدزدد و بر سر بازار او را بفروشد چه انسان مسروق آزاد باشد و به قهر و غلبه و تهديد فروخته شده و چه بنده باشد بايد دست بايع قطع شود .
ز : هرگاه فردى مكرر دزدى كند و هر بار از دست مأمورين بگريزد و حكّام بر او دست نيابند جايز القتل مىشود هر چند سه بار حدّ شرعى بر او جارى شده باشد .
ح : راه اثبات سرقت : دزدى با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود و نيز با اقرار خود سارق هم اگر دو بار اقرار كند و واجد شروط اقرار باشد ثابت مىشود البته اين نسبت به اجراء حدّ است ولى نسبت به ثبوت مال يك بار كه اقرار كند يا يك شاهد و يك قسم كه بيابد كافى است و بايد مال را غرامت بكشد و تاوان آن را بپردازد .
ط : و اگر پيش از اقامهء بيّنه توبه كند حدّ شرعى ساقط مىشود ولى پس از