الرابعة : لو سرق الوالد من مال ولده لم يقطع و لو سرق الولد قطع ، الخامسة : يقطع اليمين و ان كانت احدى يديه او هما شلاوين او لم يكن له يسار و لو لم يكن له يمين قطعت يساره و قيل يقطع رجله اليسرى .
الفصل الثاني عشر في حدّ المحارب و غيره : كلّ من جرّد السلاح للاخافة في برّ او بحر ليلًا او نهاراً تخير الإمام بين قتله
شرح
مىشود ولى بعضى اين را منكرند .
مسأله چهارم : هرگاه پدرى از اموال فرزندش دزدى كند دست او را نبايد قطع كرد ولى اگر فرزند از مال پدر بدزدد موجب قطع يد مىشود .
مسأله پنجم : هرگاه هر دو دست دزد شل و فلج باشند مانع از قطع يد نيست بلكه بازهم دست او را از بيخ انگشتان قطع مىكنند و همچنين اگر دست چپ هم نداشته باشد و تنها داراى دست راست باشد مانع از بريدن نيست و اگر دست راست نداشته باشد به فتواى علامه دست چپ او را قطع مىكنند و به فتواى بعضى پاى چپ را .