تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
التكليف و انتفاء الشبهة و هتك الحرز و هو المستور بقفل او غلق او دفن و اخراج النصاب و هو ما قيمته ربع دينار ذهباً خالصاً مضروباً بسكة المعاملة بنفسه سرّاً و مع الشرائط تقطع اصابعه الاربع من يده اليمنى فان عاد قطعت رجله اليسرى من مفصل القدم و يترك له العقب .
شرح
2 - شبهه منتفى باشد يعنى اگر كسى روى جهل مركب به پندارد كه مال خود او است و بر دارد يا امر بر وى مشتبه شود حدّ جارى نيست . 3 - دريدن و درهم شكستن حرز [ جاى محكمى كه اشياء و پولها و طلاها در آن نگهدارى مىشود مثل گاو صندوق و . . . ] يعنى مال در جائى محفوظ باشد كه اجنبى بر آن دست نيابد مگر با خراب كردن يا شكستن يا پاره كردن مثلًا در صندوق قفل زده و در خانهء در بسته و در دفن شده دل خاك پس اگر مالى از جاى بىحفاظ بر دارند و يا به حيله و مكر بربايند و يا به زور و غلبه بستانند سرقت محسوب نمىشود بلكه اگر از آستين يا جيب جامه‌اى كه بر تن كسى است بربايد بدون پاره كردن جامه مثلًا دست در جيب كند و بردارد و يا خانه و مغازه‌اى كه در آن باز است و يا صندوقى كه مقفل نيست از تمام اينها برداشتن سرقت محسوب نيست . 3 - به مقدار نصاب از اموال كذائى سرقت كند و گرنه در كمتر از نصاب هم حدّ سرقت ثابت نيست و مقدار نصاب عبارتست از طلاى خالص كه مسكوك به سكه معامله باشد يعنى دينار كه نقد رايج است اگر جنسى را كه قيمت آن اين اندازه باشد خارج كند چنين حكمى دارد . ب : هنگامى كه شروط مذكور و سائر شروطى كه در كتب مفصله آمده و در اين كتاب هم ضمن مسائل خواهد آمد جمع شد حكم آنست كه چهار انگشت دست راست دزد قطع مىشود غير از انگشت ابهام . و اگر دوباره به دزدى با همان شرائط اقدام كرد حكمش آنست كه پاى چپ او را از مفصل قدم [ محل جدائى قدم از ساق پا ] قطع مىكنند البته پاشنه پا را
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 416 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى