فان عاد ثالثاً خلّد في السجن فان سرق فيه قتل و لو تكررت السرقة من غير حدّ كفى حدّ واحد و لو سرق الطفل او المجنون عزروا و لا يقطع العبد بسرقة مال السيد و يقطع الاجير و الزوج و الزوجة و الضعيف مع الاحراز دونهم .
و يستعاد المال من السارق و لا يقطع السارق من المواضع المتناوبة
شرح
نگهدارند .
و اگر بار سوم اقدام به سرقت كرد او را حبس ابد مىكنند [ و اين يك نمونه از موارد حبس ابد در اسلام است ] .
و اگر بار چهارم در زندان هم دست به دزدى زد معلوم مىگردد كه وى قابل اصلاح نيست پس كشته مىشود .
البتّه اين تفاصيل در فرضى است كه بدنبال هر سرقتى يك بار حدّ الهى بر او جارى شد .
ولى اگر چند بار دست به سرقت زده ولى هيچ بار حدّ شرعى بر او جارى نشده چنانچه پس از بار دهم هم باشد تنها يك حدّ بر او اجرا مىشود .
ج : هرگاه طفل يا مجنونى دست به سرقت بزنند حكمشان تعزير است و اگر بندهاى از اموال مولايش سرقت كند حدّ سرقت جارى نمىشود ولى اگر اجير و كارگر از كارفرما مالى را بدزدد و يا شوهر از زن و يا زن از شوهر و يا ميهمان از ميزبان مالى را بدزدند با همان شرط احراز [ در حرز نهادن ] حدّ شرعى بر آنها جارى مىشود چون سارق به معناى واقعى هستند .
د : احكام ديگر سارق : اموالى را كه دزد به سرقت برده پس از اجراء حد تماماً از او گرفته و به صاحبانش مسترد مىشود .
ه - : مكانهائى كه دزدى از آنجاها موجب قطع يد نيست عبارتند از
: