پرش به محتوای اصلی

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحه 415

پدیدآورندگان:

ص۴۱۵
ما اجمع على تحريمه كالميتة قتل و لو تناوله محرماً عزر و لا دية لمقتول الحدّ او التعزير و لو بان فسق الشهود فالدية في بيت المال . الفصل الحادي عشر في حدّ السرقة : يشترط في قطع السارق
شرح
11 - هرگاه يكى از امورى كه حرمت آن به اجماع مسلمين ثابت است و لو به حدّ ضرورى دين هم نرسيده [ از قبيل حرمت اكل ميته مثلًا ] حلال بداند او مرتد است و بايد كشته شود ولى اگر عملًا يكى از اين محرمات را مرتكب شود بدون اعتقاد به حلاليت تعزير مىشود . 12 - هرگاه شخصى از زير بار حدّ الهى يا تعزير جان سالم بدر نبرد و در اثر تازيانه‌ها مرد حكمش آنست كه ديه‌اى براى او منظور نمىشود و كسى بدهكار نيست . 13 - اگر پس از اجراء حدّ و كشته شدن محدود معلوم شد كه شاهدان فاسق بوده‌اند و به شهادت آنها ثابت نمىشود ديه مقتول از بيت المال داده مىشود .

5 - حدّ دزدى

قال اللَّه تعالى :وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما« مائده / 38 » . بحث پنجم پيرامون حدّ شرعى سرقت است و در آن مطالبى است : الف : دست دزد با شروط ذيل قطع مىشود . 1 - مكلف يعنى بالغ و عاقل باشد پس اگر كودك يا مجنون باشد حدّ ساقط است .