تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
و ان جاءا به متفرقين فلكل واحد حدّ و يثبت القذف بالاقرار مرتين من المكلّف او بشهادة عدلين و يعزّر الصبي و المجنون اذا قذفا و الحدّ موروث كالمال و لا ميراث للزوجين و لو عفى احد الورّاث كان للباقي الاستيفاء على التمام و لو تكرر الحدّ ثلاثاً قتل في الرابعة و لو تقاذف اثنان
شرح
10 - اگر مكلفى به جماعتى ناسزا بگويد و آنها را نسبت به زنا يا لواط دهد حكم آنست كه اگر دسته جمعى براى داد خواهى نزد حاكم آمدند براى همه يك حدّ قذف بايد زد و اگر جدا جدا بيايند براى هر يك علىحده يك حدّ بايد زد . 11 - راه اثبات قذف : يا به اينست كه خود قاذف دو بار اعتراف كند كه فلانى را قذف كرده و يا به اينكه دو شاهد عادل بر قذف او شهادت دهند . 12 - اگر كودك نابالغ و يا ديوانه‌اى كسى را نسبت به زنا يا لواط دهند حكم آنست كه حدّ الهى ندارد چون مكلف نيستند ولى تعزير مىشوند زيرا كه ادب كردن اختصاص به مكلف ندارد در حق طفل و مجنون هم ثابت است . 13 - حدّ قذف حق كسى است كه به او نسبت ناروا داده شده و تا صاحب حق مطالبه نكند حدّ جارى نمىشود و اگر او عفو كرد حدّ ساقط است و حاكم شرع مجاز نيست كه بدون مطالبه صاحب حق ، قاذف را مؤاخذه كند و چون حقّى از حقوق الناس است چنانچه طرف قبل از مطالبه مرد اين حق همانند اموال او به خويشاوندان نسبى او مىرسد و آنها حق دارند مطالبه كنند و حاكم حدّ قذف را جارى كند البته اين حق مخصوص ارحام است و زن و شوهر از چنين حقّى محرومند . 14 - هرگاه يكى از ورثه عفو كند و از حق خود بگذرد ديگران حق دارند از حاكم تقاضا كنند و حق خود را به تمام و كمال استيفا كنند يعنى همهء حدّ جارى مىشود و چنين نيست كه به نسبت وارثانى كه عفو كرده‌اند شمارهء تازيانه‌ها كمتر شود . 15 - و اگر سه بار حدّ قذف درباره كسى تكرار شد و مع ذلك او اصلاح نشد و بار چهارم هم به كسى نسبت ناروا داد حكمش آنست كه كشته مىشود .