تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 266
الفصل الثانى في العتق : و الصريح انت حرّ و فى لفظ العتق اشكال و لا يقع بغيرهما و لا بالاشارة و الكتابة مع القدرة دارند . فصل دوم يا عتق در اسلام در كمتر مسألهاى به اندازهء آزادى بردگان تأكيد شده و به هر بهانهاى و از هر وسيله مشروعى اسلامى در مسير آزادى بردگان استفاده نموده و در باب كفارات ملاحظه مىكنيم كه نوعاً قبل از هر عملى از عتق رقبه سخن به ميان آمده و گاه در لسان روايات ثوابهاى كلانى براى عتق رقبه بيان كرده كه قبول آنها با عقل عادى بشرى آسان نيست ولى چون سخن معصوم متكى به وحى آسمانى است با جان و دل قبول مىكنيم و بهر حال بناى اسلام بر اينست كه همهء انسانها آزاد شوند و جامعهاى آزاد و آباد از هر حيث چه مادى و چه معنوى ساخته شود بارى در اين بخش راجع به پارهاى از احكام عتق گفتگو مىكنيم : امّا صيغهء عتق : صيغهاى كه صريح در عتق باشد همانا جمله اسميّهء : انت حرّ [ يعنى تو آزادى ] مىباشد و اين قدر متيقن و متفق عليه است امّا آيا با لفظ عتق هم واقع مىشود كه بگويد : انت عتيق يا معتق يا اعتقتك فى سبيل اللَّه مثلًا يا خير ؟ . . . محل اشكال است : آيا عتق با لفظ ديگرى غير از عتق و حرّ واقع مىشود مثلًا با لفظ ازاله بگويد : ازلت عنك الرقية يا فككت رقبتك و . . . ؟ خير با اين الفاظ واقع نمىشود پس سه دسته الفاظ شد : 1 - به بعض الفاظ بالاجماع واقع مىشود مثل لفظ حريّت . 2 - به بعض الفاظ هم بالاجماع واقع نمىشود مثل فك - ازاله و . . . 3 - به بعض الفاظ هم مورد اختلاف و اشكال واقع شده مثل عتق .