و لو كان معسراً سعى العبد فى النصيب و لو اعتق الحبلى فالوجه عدم عتق الحمل الّا ان يعتقه بالنصوصية و عمى المملوك و جذامه و تنكيل المولى به و الاقعاد اسباب فى العتق و كذا اسلام العبد و خروجه قبل مولاه و لو مات ذو المال و له وارث مملوك لا غير اشترى من مولاه و اعتق و اعطى الباقى له
شرح
بگيرد .
6 - هرگاه مولايى بندگان خويش را آزاد كند بايد با قيد قرعه ثلث را مشخص ساخت . چرا كه قابل صدق بر سه مصداق است و تعيين آن مجهول است و القرعة لكل امر مشكل .
7 - و اگر يا بندهاى را آزاد كند آن عبد به رقيت نمانده و آزادى به ساير اعضا سرايت كرده و به كلّى آزاد مىشود .
8 - هرگاه بندهاى ميان چند نفر مشترك باشد و يكى از آنها سهم خويش را آزاد كند كل آن عبد آزاد مىشود و مالك معتق بايد قيمت سهام باقى شركا را بپردازد و اگر مولى معتق معسر [ در فشار و تنگدستى مالى ] باشد خود عبد بايد سعى و كوشش كند و قيمت باقيمانده خويش را به شركا بپردازد .
9 - اگر كنيزى را كه حامله است و جنين او هم بنده است آزاد كند آزادى به حمل سرايت نكرده و او آزاد نمىشود مگر اينكه تصريح كند و خصوص جنين را هم نام ببرد .
10 - عوامل و موجبات قهرى آزادى عبد در اسلام :
الف : كور شدن - ب : مبتلا شدن به مرض خوره ج : تنكيل مولى يعنى يكى از اعضاى بدن او را با شكنجه ناقص كند و آسيب رساند ، د : زمينگير شدن و عدم توانائى بر حركت هر كدام از اينها سبب مىشود كه بنده قهراً آزاد شود چه مولى بخواهد يا نه .