اذا كانت قيمته ضعف الدين و يسعى للدّيان فى نصف قيمته و للورثة فى الثلث و لو اوصى لذكور و اناث تساووا الّا مع التفضيل و كذا الاعمام و الاخوال
شرح
10 - در ام ولد هم اگر مولا به مالى براى او وصيت كند پس از مرگ مولى از همان مال آزاد مىشود نه از سهم فرزندش از ارث آرى اگر وصيت نشده باشد از سهم فرزندش آزاد مىشود و بايد در آزادى باقيماندهء خويش بكوشد .
11 - اگر مولائى مديون باشد و در هنگام مرگ وصيت هم بكند كه بندگان او پس از مرگ آزاد شوند در اينجا حق طلبكاران مقدم بر وصيت است و اوّل بايد دين آنها جدا شود بعد اگر چيزى باقى ماند اين بندگان آزاد مىشود و گرنه نه .
12 - اگر خود موصى در مرض موت بطور منجّز عبدى آزاد كند و غير از آن مالى نداشته باشد و قيمت بنده هم دو برابر بدهى او باشد اين بنده آزاد مىشود ولى طلبكاران هم نبايد از حقّشان محروم شوند و جمع بين حقين بايد كرد به اينكه اين بنده بايد كسب كند و طلب طلبكاران را بدهد و نيز به قدرت ثلث قيمت خود كسب كند و به وارثان ميت بدهد .
13 - اگر موصى وصيت كند كه پس از مرگ وى فلان مبلغ به فلان افراد ذكور و اناث مثلًا به دو برادر و دو خواهر بدهند چنانچه مطلق گذارد همهء آنها در موصى به بطور مساوى شريكند و چنانچه يك دسته را بر دسته ديگر برترى دهد همان برترى مىيابد و سهم بيشترى مىبرد چه ذكور و چه اناث [ تنها در باب ارث است كه به نص قرآن : للذكر مثل حظ الأنثيين و گرنه در موارد ديگر مساوات است ] .
14 - و همچنين در اعمام يعنى عموها و عمهها و اخوال يعنى دائىها و خالهها اگر وصيت كند براى اعمام يا اخوال همگان در موصى به بطور مساوى سهم دارند و تفضيلى نيست مگر به اينكه خود موصى تبعيض قائل شود و بعضى را بر بعضى