و لو عجز احدهما ضم اليه و لو شرط الانفراد جاز تصرف كل واحد منهما و يجوز الاقسام و اذا بلغ الموصى ردّ اليه صح الردّ
شرح
با رعايت مصلحت نافذ است .
26 - و اگر ميان دو وصى اختلاف افتاد و هيچ يك راضى به عمل ديگرى نبودند در اين صورت حاكم شرع آنها را به تراضى و اجتماع و كار با يكديگر مجبور مىسازد و اگر ممكن نشد ديگرى را براى انجام وصيت معين مىكند كه موقتاً او كارها را عهدهدار شود تا آن دو نفر با يكديگر توافق نمايند البته اگر تاخير جايز نباشد و الّا بايد حتى الامكان سعى شود در توافق و تراضى دو وصى اوّلى و اصلى .
27 - و اگر يكى از دو وصى ناتوان شدند حاكم بايد مرد ديگرى را كه مورد وثوق است بجاى آن وصى عاجز بگمارد تا با وصى ديگر كارها را انجام دهند .
28 - دو وصى شرعاً مىتوانند كارها را تقسيم كنند و بخشى را اين و بخش ديگر را آن ديگرى انجام دهد .
29 - اگر وصى وصايت خويش را ردّ كرد چنانچه خبر به موصى برسد و او از اين ردّ مطلع شود ردّ او صحيح است و وظيفهاى ندارد ولى اگر موصى تا هنگام مرگ از ردّ وصى مطلع نشد ردّ او اثرى ندارد و مجبور است طبق مفاد وصيتنامه عمل كند .
30 - اگر وصى در وصايت خويش خيانت كند و خيانت وى نزد حاكم شرع ثابت شود حاكم بايد ديگرى را بجاى او نصب كند .
31 - وصى از جانب موصى امين شمرده مىشود و شخص امين مادامىكه افراط يا تفريط نكند ضامن اموال تلف شده نخواهد بود .
32 - و اگر وصى ميت خود يكى از طلبكاران از ميّت باشد مىتواند دين خود را از اموال ميّت جدا كند .
33 - و اگر وصىّ انسانى ملّى و مالدار است مىتواند از اموال ميّت كه در