و القوم اهل لغته و العشيرة الأقربون فى النسب و الجار لمن يلى داره الى اربعين ذراعاً و فى سبيل اللَّه كل ما يتقرب به اليه و الموالى الاعلون و الادنون و لا يتبع كل فقير فى الوقف على الفقراء بل يعطى اهل البلد منهم و من حضره و لو صار منهم جاز له ان يأخذ معهم :
شرح
نفع مىبرند و مثل باب ارث نيست كه تفاضل باشد و پسر دو برادر دختر ببرد مگر در صورتى كه خود واقف امتياز قائل شود و براى پسر يا دختر سهم بيشترى تعيين كند .
15 - در زبان عربى قوم به همزبان انسان گفته مىشود و عشيره به خويشان نزديك انسان اطلاق مىشود پس اگر كسى مالى را بر قوم وقف كرد به عرب زبان داده مىشود و اگر بر عشيره وقف كرد به خويشاوندان نزديك تعلق مىگيرد ولى در اصطلاح فارسى ما قوم و خويش مترادف و به يك معنى استعمال مىشود .
16 - همسايه بر حسب روايات كسانى را گويند كه از چهار طرف منزلشان به سراى انسان متّصل باشد و يا حد اكثر تا چهل ذراع فاصله داشته باشد پس اگر شخصى باغى را بر همسايههايش وقف كرد تا اين حدود در عنوان وقف داخل مىشوند .
17 - و اگر كسى مالى را براى عنوان سبيل اللَّه يعنى راه خدا وقف كرد بعضىها گفتهاند مراد از سبيل اللَّه فقط راه جهاد است كه در كتاب زكات گذشت ولى اكثريت فتوا دادهاند به اينكه : سبيل اللَّه هر عملى است كه سبب تقرب بسوى خداوند باشد پس معناى وسيعى دارد و مال موقوفه را در همه اين طرق مىشود صرف كرد .
18 - و اگر كسى بگويد : فلان مال را وقف كردم بر موالى خودم كلمهء موالى دو دسته را شامل است .
1 - مولاى اعلا يعنى كسى كه واقف را آزاد كرده كه مولاى معتق هم