الرابعة : لو وقف على اولاده اشترك اولاد البنين و البنات و الذكور و الاناث و لو قال من انتسب الى فهو لأولاد البنين خاصة على قول الخامسة : كل ما يشترطه الواقف من الاشياء السائغة لازم .
السادسة : يفتقر السكنى و العمرى الى ايجاب و قبول و قبض و ليست ناقلة فان عين مدة لزمت و لو مات المالك قبلها و كذا لو قال له عمرك فان مات الساكن بطلت و لو قال مدة حياتى بطلت - بموته - و لو
شرح
مسأله چهارم : اگر مالى را بر اولاد خويش و اولاد اولاد يعنى نوهها و نتيجهها و . . . وقف كند كلمه اولاد شامل اولاد ذكور و اناث واقف مىشود يعنى هم پسران و هم دختران او در وقف سهيماند آن هم بطور مساوى و كلمهء اولاد اولاد يا نوهها نيز هم شامل اولاد پسران واقف و هم شامل اولاد دختران او آن هم چه نوههاى ذكور و چه اناث مىگردد و اگر بگويد : اين مال را وقف كردم به هر كس كه منتسب به من باشد و به اصطلاح فارسى زبانها فاميل او به من منتهى شود و فاميل من باشد در اين صورت تنها فرزندان پسر واقف و نوههاى پسر او موقوف عليهم هستند نه فرزندان دختر البته به فرمايش سيد مرتضى اينها نيز داخلند كه قبلًا هم اشاره شد .
مسأله پنجم : هر آنچه را كه واقف در متن وقف شرط نموده و از امور جايزه و مباحه هم هست بايد رعايت شود و در روايات آمده : الوقوف على حسب ما يوقفها اهلها مثلًا اگر مصرف خاصى را تعيين كرده مثل فقرا - طلاب و . . . بايد رعايت شود اگر متولى تعيين كرده بايد به نظارت او باشد و . . .
مسأله ششم يا سكنى و عمرى : سكنى و عمرى را و نيز رقبى و تحبيس را سابقاً معنا كرديم و خلاصه اينكه : سكنى آنست كه خانه را به كسى تسليم كنند تا در آن ساكن شود بىعوض و عمرى آن است كه خانه يا مال ديگرى منقول يا غير منقول را به كسى بدهند كه تا زنده است از آن استفاده كند و ممكن است محدود به حياتدهنده باشد و يا گيرنده و اينك احكام آنها را بيان مىكنيم و در آن چند مطلب است :