و التقرّب و الاقباض و يتولى الوليّ القبض عن الطفل و للناظر فى المصالح القبض عنها و التنجيز و الدوام و اخراجه عن نفسه
شرح
ب : يكى ديگر از شرائط قصد قربت است كه به فتواى علّامهء معتبر است و به فتواى جماعتى در وقف عام معتبر است نه وقف خاص و به فتواى جماعتى در هيچكدام معتبر نيست .
ج : و يكى از شرائط قبض است و قبض بايد با اذن واقف و اقباض او باشد كه در وقف خاص قبض موقوف عليهم شرط است و كافى است قبض طبقهء اوّل از باقى طبقات و اگر موقوف عليه طفل صغير باشد به قبض خود او اعتبارى نيست بلكه بايد ولىّ او قبض كند و يا كسى كه ناظر بر مصالح طفل است مثل وصى پدر يا حاكم شرع .
د : و يكى از شرائط تنجيز است يعنى صيغهء وقف را بايد منجّز و جازمانه انشا كند پس اگر معلق بر شرطى يا صفتى نمايد صحيح نيست .
ه - : و يكى از شروط صحت وقف دوام است يعنى آن را به مدت خاصى موقّت و مقيد نكند .
پس اگر بگويد : من اين باغ را تا يك سال بر فقرا وقف نمودم كه منافع باغ به آنها برسد اين وقف نخواهد بود امّا آيا تحبيس محسوب مىشود يا نه محلّ خلاف است .
و : و يكى از شروط اين است كه در وقف بايد عين را از ملك خود به كلى خارج كند و به ملك موقوف عليه در آورد پس اگر شرط كند كه عين به خود او برگردد اين تحبيس است [ كه قبلًا معنا شد و بعداً احكام آن خواهد آمد ] نه وقف و اگر وقف كند عين را تا مدتى معين و يا بر گروهى كه ماندنى نيستند تا ابد مثلًا بر اولاد بلا فصل خود وقف كند همهء اينها صحيح و حبس نام دارند نه وقف و پس از گذشتن مدت به وارث واقف بازمىگردد و نه به جانشين موقوف عليه .