شرح
و گاهى به معناى قطع كلام از ما بعدش آمده كه در اصطلاح تجويد مطرح است .
و گاهى به معناى نگهداشتن و حبس كردن چيزى آمده و مناسبتر از همه در مورد بحث ما همين معناى اخير است .
و معناى اصطلاحى وقف عبارتست از : تحبيس العين و تسبيل المنفعة يعنى زندانى كردن و نگهدارى عين مال و مصرف كردن عائدات و منافع آن در جهت نيّت واقف و در راه خير .
اين تعريف از حديث معروف نبوى كه مرحوم نورى در مستدرك ج 2 كتاب الوقف باب 2 حديث 1 گرفته شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : حبس الاصل و سبل الثمرة و وقف از جملهء عقود لازمه است كه پس از ايقاع و انشاء عقد بطور صحيح و جامع قابل رجوع و فسخ نيست و داراى چهار پايه و ركن اساسى است :
1 - واقف « كسى كه تمام يا بخشى از دارائى خود را در جهت مصارف عامّه و امور خيريه وقف مىكند » .
2 - موقوف عليه « اشخاص يا جهات و يا عناوينى كه در آمد عين موقوفه براى مصالح آنان مصرف مىگردد از قبيل فقرا - ايتام - اولاد واقف ، زوار - طلاب علوم دينيه و . . . » .
3 - موقوفات « اعيان اموالى كه مالك آنها را در طريق خير وقف مىكند » .
4 - وقف « كار واقف را كه با صيغهء خاصى مالش را حبس مىكند وقف گويند » .
و امّا تحبيس : اين كلمه مصدر باب تفعيل است و مشتق از حبس است و آن به معناى زندانى كردن است گويا مالك ، مالش را تا مدتى زندانى مىكند و تا آن مدت به پايان نرسد غير از محبوس له حق استفاده از منافع آن را ندارد و در اصطلاح