شرح
همان تعريف وقف را دارد با دو تفاوت :
1 - در وقف عين موقوفه از ملك مالك خارج مىگردد ولى در باب حبس عين به ملك مالك باقى است و تنها محبوس له از منافع آن حق استفاده دارد .
2 - وقف فقط دائمى است ولى حبس ممكن است موقف يا دائمى باشد و حبس بر چهار ركن استوار است :
1 - حابس « شخصى كه مال خود را در راه خير حبس مىكند » .
2 - محبوس له « شخص يا عنوان عامى كه اين مال در جهت منافع او تحبيس مىشود » .
3 - حبس « عمل شخص حابس است » .
4 - محبوس يا حبيس « مالى كه جهت امور خيريه حبس شده » .
و امّا سكنى : سكنى يا مسكن به معناى منزل و مكان سكونت آمده .
عرب مىگويد : اسكن زيد عمراً فى داره فهى سكنى له او مسكنه .
و امّا عمرى : عبارتست از اينكه شخصى به ديگرى بگويد : تا من زندهام ما دام العمر سكناى اين منزل در اختيار تو باشد .
و امّا وقتى اسم مصدر است از باب مراقبه چون هر كدام از دو كس مراقب رفيق خود است و رقبى به اينست كه مردى به ديگرى بگويد : اين منزل را به تو هبه كردم اگر تو قبل از من مردى منزل به من برگردد و اگر من زودتر مردم منزل از آن تو باشد و تعريف اصطلاحى آنها :
السكنى عبارة عن تسليط المالك شخصاً آخر على اسكان داره مع بقائه على ملكه يعنى عين منزل به ملك مالك باقى است ولى مالك شخص ديگر را بر سكناى آن مسلط نموده و سكنى سه شعبه دارد :
1 - گاهى صيغه را مطلق مىآورند يعنى فقط مىگويند : اسكنتك دارى .