النقد و الوزن و الكيل الى عادة البلد و مع التعدد الى تفسيره و لو اقر بالمظروف لم يدخل الظرف و لو قال قفيز حنطة بل قفيز شعير لزمه قفيزان و لو قال قفيز حنطة بل قفيزان لزمه اثنان و لو قال اذا جاء رأس الشهير فله علىّ الف او بالعكس لزمه بخلاف ان قدم زيد
شرح
كنيم بر آن نقد يا وزن يا كيل رايجى كه در بلد مقرّ متعارف است و ظاهراً او بر طبق عادت خود سخن گفته پس اگر در ايران گفت 20 ريال بدهكارم نمىتوان به ريال سعودى از او گرفت و . . . و اگر در مناطقى وزنهاى متعدد يا كيلهاى مختلف يا ليرههاى مختلف و متعدد وجود دارد و او به مجملى اقرار كرد از او بايد تفسير خواست كه كدام من ؟ كدام پيمانه ؟ كدام ليره ؟ و . . .
17 - اگر به مظروفى از قبيل روغن يا كره و . . . اقرار كرد اين اقرار به ظرف آن نيست .
18 - اگر در مقام اقرار اوّل گفت : فلانى از من يك پيمانه گندم طلبكار است بعد گفت : بلكه يك پيمانه جو طلبكار است حكم اين است كه دو پيمانه بايد بدهد يكى گندم و يكى جو .
19 - اگر مقرّ بگويد : فلانى از من يك پيمانه گندم طلبكار است بلكه دو پيمانه حكم اين است كه اكثر و زيادى را از او مىگيرند كه دو پيمانه باشد و اگر بگويد : اشتباه كردم و بىاراده بر زبانم جارى شد بدون بينه از او قبول نمىشود و بايد ثابت كند يا طرف را قسم بدهد .
20 - اگر اقرار را بر صفتى معلّق سازد [ صفت به اصطلاح فقها امر مستقبل محقق الوقوع است ] مثلًا بگويد : اگر سر ماه بيايد هزار تومان به زيد بدهكارم و يا بگويد : هزار تومان بدهكارم اگر سر ماه بيايد اقرارش نافذ بوده و ملزم به پرداخت است ولى اگر بر سر شرطى معلق سازد شرط يعنى امرى كه در آينده محتمل الوقوع