تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
و لا يلتفت الى انكاره بعد البلوغ و يشترط فى الكبير و فى غير الولد و مع تصديق غير الولد و لا وارث يتوارثان و لا يتعد التوارث الى غيرهما و لو كان له ورثة مشهورون لم يقبل فى النسب الثانية لو اقر الوارث به اولى منه دفع ما فى يده اليه و لو كان مساويا دفع بنسبة نصيبه
شرح
سؤال : آيا شرط است كه طفل بعد از بلوغ انكار بنوّت نكند ؟ خير . نه آن اقرار در دوران طفوليت و نه اين انكار دوران بعد از بلوغ اثر ندارد اگر مقر نسبت به انسان بالغى اقرار كند كه او فرزند من است بايد فرد كبير و بالغ هم او را تصديق كند و گرنه اقرارش صحيح نيست و نيز اگر كسى اقرار كند به خويشاوندى ديگر مثل برادرى بايد طرف نيز تصديق كند و اگر صغير باشد تا بلوغ رنگ بايد كرد و اگر بالغ است بايد او هم تصديق كند و اگر او ادّعاى خويشاوندى با فلانى كرد و او هم تصديق كرد و طرفين وارث ديگرى نداشتند از هم ديگر ارث مىبرند ولى به غير اين دو توارث تعدى نمىكند و اگر مقر وارثان مشهور معروفى داشته باشند كه خاص و عام آنها را برادر و عمو و قومان و خويشان او مىدانند و آنها هم اقرار به نسبت خود داشته باشند ديگرى وارث او نمىشود . 2 - هرگاه يكى از ورثهء ميت اقرار كند كه وارث ديگر در طبقه جلوتر و نزديكتر از او هست كه او مقدم است در اين صورت بايد آنچه را به خود او داده‌اند به آن وارث نزديكتر بدهد و اگر اقرار كند به كسى كه در طبقهء او باشد بايد به نسبت نصيب او از اصل تركه از سهم مقر به او داده شود فى المثل اگر دو برادرند و يكى اقرار كند به برادر سوم و ديگرى انكار كند بر فرض اقرار سهم آن برادر سوم ثلث تركه مىشود اين يكى كه اقرار به برادرى او دارد بايد از سهم خود را كه نصف تركه است به برادر سوم بدهد يعنى در واقع كل تركه را و از سهم برادر ديگرى چيزى كاسته نمىشود و اگر شخصى به دو نفر در مرتبهء خودش اقرار كند ولى آن دو نفر تناكر كنند يعنى منكر يكديگر شوند به انكار آنها اعتنا نمىشود مثلًا اگر