شما پيوسته مى دانستند از شما خود را باز مى دارند . شما در درهها پراكنده مى گرديد و در تمناى اندكى وسيله زندگى خواهيد بود .
همانا بر امير المومنين در مورد شما خرده گرفته شد و او در راه شما كشته شد . اينك چرا از يارى دادن او و مطالبه خونش فرو مى نشينيد و حال آنكه شما فرزندان نياى او و خويشاوندان و نزديكان و خونخواهان اوييد . اينك به پارهايى از زندگى درويشانه متمسك شدهايد كه همان هم به زودى و هنگامى كه قواى شما ضعيف گردد و زبون شويد از چنگ شما بيرون كشيده مىشود . اينك چون اين نامه مرا خواندى آرام همچون نفوذ بهبودى در پيكر ناتوان و همچون حركت ستارگان زير ابر به جنبش درآى ، و همچون مورچه كه در تابستان براى روزهاى سرد زمستان آذوقه فراهم مى آورد كوشش كن كه من شما را با افراد قبيلههاى اسد و تيم [ زبير و طلحه ] پشتيبانى دادهام .
معاويه در پايان نامهاش اين دو بيت را نوشت : « به خدا سوگند خون شيخ من - عثمان - بيهوده از ميان نمى رود تا آنكه مالك و كاهل هم نابود شوند ، يعنى قاتلان آن پادشاه شريف كه از لحاظ تبار و بخشش بهترين فرد قبيله معد بوده است » . معاويه براى عبد الله بن عامر چنين نوشت : اما بعد ، منبر مركب رهوار و رامى است كه مهترى آن آسان است و لگامش با تو ستيز نخواهد كرد و اين موضوع فراهم نمى شود مگر پس از آنكه خود را ميان امواج مهلكهها در افكنى و به طوفانهاى مرگ درافتى . گويا شما خاندان اميه را همچون شتران پراكندهيى مى بينم كه چون شاخههاى درختان اراك هستيد و آوازه خوانان به هر سوى آنان را مى كشند يا چون پرندگان كوچك منطقه خندمه هستيد كه از بيم عقاب سرگين مى اندازند . اينك خدايت رحمت كناد ، هم اكنون پيش از آنكه فساد و درماندگى شعلهور گردد و پيش از آنكه تازيانه جديد فرود آيد و تا زخم چركين نشده و سرباز نكرده است و پيش از آنكه شير شرزه حمله آورد و آروارههايش شكار را فرو گيرد قيام كن و بر پا خيز و مراقب كار باش همچون مراقبت گرگ سياه درمانده . با انديشه قرين باش و دام بگستر و كوشش كن پيش از آنكه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٢