سراپاى بدن شتر را جرب فرا گيرد در جاهاى جرب قطران بمالى بيشترين ساز و برگ تو مواظبت و بر حذر بودن و تيزترين سلاح تو بايد تحريك مردم باشد . از افراد بد دل چشم بپوش و نسبت به لجوج مسامحه كن و دل افراد رمنده را بدست آور و با آنان كه به گوشه چشم مى نگرند نرمى كن و عزم كسى را كه اراده كارى دارد قوى گردان و زودتر و شتابان خود را به گردنه برسان و همچون مار سرعت سير داشته باش و پيش از آن كه بر تو پيشى گيرند تو پيشى بگير و پيش از آنكه براى تو قيام كنند خود قيام كن و بدان كه تو را رها نمى كنند و مهمل نمى گذارند و من براى شما خير خواهى امين هستم .
معاويه پايين نامه خود اين ابيات را نوشت : « اى قيس بن عاصم سلام و رحمت خدا تا هرگاه كه رحمت مى فرمايد بر تو باد ، نابود شدن قيس نابودى يك تن نبود بلكه بنيان قومى فرو ريخت » معاويه براى وليد بن عقبه چنين نوشت : اى پسر عقبه در جوش و خروش باش . لذت زندگى به هر حال بهتر از وزش بادهاى سوزان در نيمروز جوزا خواهد بود . همانا برادرت عثمان از تو سخت دور شد . اينك براى خويشتن در جستجوى سايهيى باش كه به آن پناه ببرى . چنين مى بينمت كه بر خاك خفتهاى و چگونه ممكن است تو را خواب باشد كه خواب مبادت اگر اين كار حكومت براى كسى كه آهنگ آن دارد استوار شود همچون شتر - مرغان پراكنده خواهى شد كه از سايه پرندهيى بيم مى كنند و به زودى جام ناكامى را خواهى نوشيد و معنى بيم را خواهى فهميد . اينك تو را گشاده سينه و سست كمربند و حمايل و بى پروا مى بينم و در اندك مدتى ريشه و بنيان تو از جاى كنده خواهد شد . والسلام .
معاويه در پايان نامه خويش اين ابيات را براى او نوشت : « هرگاه نسيمى به هنگام گرماى نيمروز بورزد تو خواب نيمروزى و باده نوشى شامگاهى را بر ميگزينى با آنكه به خيال خود مى خواهى از بنى حكم خونخواهى كنى ولى از شخص خفته چه دور است كه بتواند خونخواهى كند » .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٣