عبد الله بن عامر بن كريز و وليد بن عقبه و يعلى بن منية نامه نوشت منية نام مادر يعلى است و نام پدرش امية است .
نامهيى كه معاويه براى طلحه نوشته بود چنين بود .
اما بعد ، تو از همه افراد قريش از قريشيان خون كمترى ريختهاى ، وانگهى آبرومند و بخشنده و سخن آورى و از لحاظ سابقه و پيشگامى همچون ديگرانى و در رديف آنان كه از تو داراى سابقه بيشترى هستند . همچنين پنجمين فرد از آنان هستى كه به بهشت مژده داده شدهاند ، و براى تو فضيلت و شرف جانبازى روز احد محفوظ است . اينك خدايت رحمت كناد به اين موضوع كه رعيت مى خواهد حكومت را به تو واگذارد پيشى بگير و نمى توانى از آن كار تخلف كنى و خداوند هم از تو راضى نخواهد شد مگر به قيام بر آن كار . اينك من كار را در ديار خودم و اينجا براى تو آماده ساختهام . زبير هم از لحاظ فضيلت بر تو مقدم نيست و هر كدام شما كه بر دوست خود در اين كار پيشى گيرد همو پيشوا خواهد بود و پس از او حكومت براى ديگرى است ، خداوند راه هدايت شدگان و كاميابى موفقان را به تو ارزانى بدارد . و السلام .
معاويه براى زبير چنين نوشت : اما بعد ، همانا كه تو زبير پسر عوامى و برادرزاده خديجه و پسر عمه و حوارى و باجناق پيامبرى و داماد ابوبكر و سواركار مسلمانانى و در راه خدا در مكه هنگامى كه شيطان بانگ بر آورده بود جانبازى كردى ، ايمان تو را بر انگيخت كه با شمشير كشيده همچون اژدهاى دمان بيرون آمدى و همچون شتر نر باز داشته شده پاى بر زمين كوفتى و همه اين ها نشانه قوت ايمان و صدق يقين توست . وانگهى رسول خدا ( ص ) از پيش به تو مژده بهشت داده است و عمر هم تو را يكى از اعضاى شورى و شايستگان خلافت مسلمانان و امت قرار داده است . اى ابا عبد الله ، بدان كه رعيت اينك چون گله گوسپند پراكنده شده است و اين به سبب غيبت شبان است ، اينك خدايت رحمت كناد ، براى حفظ خونها و جبران پراكندگى و اصلاح ذات بين و وحدت سخن ، پيش از آنكه كار از دست برود و امت پراكنده گردد ، اقدام كن كه مردم بر لبه گودال و مغاكى ژرف قرار دارند و اگر دريافته نشود به اندك روزگارى سرنگون مىشود . اينك براى سامان اين امت كمر ببند و راهى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٠