تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
به سوى پروردگارت بجوى ، و من كار حكومت را بر مردمى كه در سرزمين من هستند براى تو و دوستت [ طلحه ] آماده ساخته‌ام : بدين گونه كه حكومت از آن كسى از شما دو تن است كه پيشگام شود و پس از او براى دوستش . خداوند تو را از پيشوايان هدايت و جويندگان خير و پرهيزگارى قرار دهد و السلام . معاويه براى مروان بن حكم چنين نوشت . اما بعد ، نامه‌ات كه متضمن خبر مشروح [ كشته شدن ] امير المومنين بود به دستم رسيد . اى واى كه نسبت به او چه كردند و از روى نادانى و گستاخى نسبت به خدا و سبك شمردن حق او بر سر عثمان چه آوردند . [ اين كار ] براى رسيدن آرزوهايى بود كه شيطان ترسيم كرده بود . و در دام بطلان قرار داده بود تا آنان را در فتنه‌ها و هوسها نابود و تباه كند و در بيابانهاى پست گمراهى در افكند . به جان خودم سوگند ، شيطان گمان خويش را در مورد ايشان راست و درست يافت و با رشته‌هاى دام خود آنان را به دام افكند . اينك تو اى ابا عبد الله خود را باش . آرام حركت كن و بر حذر باش و چون اين نامه مرا خواندى چون يوزپلنگ باش كه جز با مكر و فريب شكار نمى كند و فقط با حيله‌گرى با گوشهء چشم مى نگرد و چون روباه باش كه جز به پويه دويدن رهايى نمى يابد و خود را از آنان پوشيده بدار ، همان گونه كه خارپشت به محض احساس كف دستها سرش را پوشيده و پنهان مى دارد ، و خويشتن را چنان خوار و زبون بدار كه آن قوم از نصرت و انتقامش نوميد شوند . در عين حال همان گونه كه مرغ كنار جوجه‌هايش در جستجوى ارزن است در جستجوى كارهاى ايشان باش و حجاز را بر كينه‌توزى برانگيز كه من شام را بر كينه‌توزى وا مى دارم . و السلام . معاويه آن گاه براى سعيد بن عاص چنين نوشت : اما بعد ، نامه مروان كه همان ساعت وقوع بلاى بزرگ نوشته بود بسيار سريع به دست من رسيد . پيكهاى تيزرو با شتران تندرو و در حال جست و جهش ، همچون جهش مار از بيم تبر و اسير شدن به دست افسونگر و مارگير آن را ، بياوردند . مروان همچون ديده‌بان پيشتاز است كه به اهل خويش دروغ نمى گويد . اينك اى پسر عاص چگونه مى خواهى رهايى يا بى اكنون هنگام گريز نيست اى خاندان اميه بدانيد كه به زودى از دورترين راهها ساده‌ترين زندگى را مطالبه خواهيد كرد و آنان كه آشناى شما بودند شما را نخواهند شناخت و كسانى كه خود را به