تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
شويم . مرا رها كن و دست از تأويلات خنك بردار ، آن هم تأويلاتى كه دلها و جانها مىداند مقصود و مراد آن تأويلات نيست ، و متكلمان با تكلف و تعصب ايراد كرده‌اند ، و اينك در اين خانه فقط من و تو هستيم و شخص سومى نيست كه يكى از ديگرى آزرم كند و بترسد و چون سخن ما اينجا رسيد گروهى وارد شدند كه نقيب از آنان بيم داشت و اين سخن را رها كرديم و به سخن ديگر پرداختيم .

مقايسه سياست على ( ع ) و معاويه با يكديگر و ايراد كلام جاحظ در آن باره

سخن درباره سياست معاويه اين است كه گروهى از دشمنان و سرزنش - كنندگان على ( ع ) چنين پنداشته‌اند كه سياست او بهتر از سياست امير المومنين بوده است و در اين باره آنچه شيخ ما ابو عثمان جاحظ گفته است و ما آن را با همان الفاظ او مى آوريم كافى و بسنده است . ابو عثمان جاحظ مى گويد : چه بسا افرادى را مى بينى كه خود را عاقل و تحصيلكرده و داراى فهم و تشخيص مىداند و با آنكه از عوام است خويشتن را از خواص مىداند چنين مى پندارد كه معاويه دورانديش تر و خردمندتر و پسنديده‌تر روشن تر و خوش فكرتر و دقيق تر از على عليه السلام بوده است و حال آنكه كار بدين گونه نيست و اينك مختصرى براى تو مى گويم تا بشناسى كه چگونه گرفتار خطا و اشتباه شده است و از كجا اين فكر نادرست براى او سرچشمه گرفته است . على عليه السلام در جنگهاى خود چيزى را جز آنچه موافق قرآن و سنت باشد عمل نمى كرد و به كار نمى برد . ولى معاويه همان گونه كه گاهى مطابق كتاب و سنت عمل مى كرد مخالف آن هم عمل مى كرد و همه حيله‌ها و چاره‌انديشى ها را ، چه روا و چه ناروا ، به كار مى برد . او در جنگ همان روشى را معمول مى داشت كه پادشاه هند در رويارويى با پادشاه ساسانى و خاقان چين در جنگ با شاه تركان معمول داشتند . حال آنكه على عليه السلام خطاب به سپاهيان خود مى گفت : شما جنگ را با آنان شروع مكنيد تا آنان با شما شروع كنند و هيچ گريخته‌اى را تعقيب مكنيد و هيچ زخمى اى را مكشيد و هيچ دربسته‌اى را مگشاييد . اين روش على ( ع ) است ، حتى در مورد سالارهاى سپاه دشمن همچون ذو الكلاع و ابو الاعور سلمى و عمرو بن عاص و حبيب بن مسلمه و ديگران و همان گونه رفتار مىكند كه با افراد عادى و