تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مگر اينكه او با منافقان و كسانى كه بر خلاف آنچه در دل داشتند تظاهر به تصديق گفته‌هايش مى كردند در پيكار سختى بود ، چند بار مخالفت خود را براى او به صورت روياروى آشكار كردند آن چنان كه در حديبية پيامبر ( ص ) مكرر فرمود سر بتراشيد و قربانى كنيد و آنان نه سر تراشيدند و نه قربانى كردند ، حتى هيچيك از ايشان به هنگام سخن پيامبر ( ص ) حركت نكرد ، و برخى از آنان به پيامبر ( ص ) كه مشغول تقسيم غنايم بود گفتند : « اى محمد دادگرى كن كه تو دادگرى نمى كنى » . همچنين انصار روز جنگ حنين به صورت روياروى به پيامبر گفتند : آيا آنچه را كه خداوند در پناه شمشيرهايمان به ما ارزانى فرموده است مى گيرى و به خويشاوندان و نزديكان خود ، از مردم مكه ، مى پردازى ، و كار به آنجا كشيد كه پيامبر ( ص ) در بيمارى مرگ خويش خطاب به اصحاب خود فرمود « براى من استخوان سرشانه و دواتى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد » و سرپيچى كردند و نياوردند و اى كاش به همين قناعت مى كردند و آنچه را گفتند نمى گفتند كه پيامبر ( ص ) هم مى شنيد . ابو جعفر كه خدايش رحمت كناد از اين گونه سخنان بسيار مى گفت كه شرح آن طولانى مىشود و اندكى از آن نمودارى از خروار است . ابو جعفر مى گفت : اسلام در نظر بسيارى از ايشان شيرين نشد و در دلهايشان پايدار نگرديد مگر بعد از مرگ رسول خدا پيروزيهايى نصيب آنان شد و اموال و غنايم بدست آوردند و راههاى بدست آوردن مال براى آنان بسيار شد و مزه خوش زندگى را چشيدند و لذت دنيا را شناختند و لباسهاى نرم پوشيدند و خوراكهاى مطلوب خوردند و از زنهاى رومى بهره‌مند شدند و گنجينه‌هاى خسروان را مالك شدند و زندگى سخت و دشوار و ناپسند و خوردن سوسمار و خارپشت و موش صحرايى و پوشيدن جامه‌هاى مويينه و پشمينه و كرباس مبدل به خوردن باقلواهاى بادامى و پالوده‌هاى گوارا و پوشيدن ابريشم و ديبا شد و سپس در پناه فتوحى كه خداوند براى ايشان پيش آورد به صحت دعوت و صدق رسالت پيامبر ( ص ) استدلال كردند كه آن حضرت قبلا مكرر آنان را وعده داده بود كه به زودى گنجينه‌هاى خسرو و قيصر براى ايشان گشوده خواهد شد و چون ديدند كار به همان گونه كه پيامبر فرموده است