تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
چنان نيستند محمد ( ص ) در دامن پدر اين يكى ، يعنى ابو طالب پرورش يافته است و همچون يكى از فرزندان ابو طالب بوده است همين كه پيامبر ( ص ) جوان و بزرگ شد على را كه پسر بچه‌يى بود از ميان پسران ابو طالب برگزيد و به قصد پاداش كار ابو طالب او را در دامن خود پرورش داد و موجب شد خلق و خوى آن دو و سرشت ايشان شبيه يكديگر گردد و با هم بياميزد و در صورتى كه دوست و همنشين از همنشينى تقليد و به او اقتداء مىكند . بنابر اين ، در مورد تربيت و پرورش دادن به روزگارى دراز چه مى پندارى و واجب است كه اخلاق محمد ( ص ) همچون اخلاق ابو طالب باشد و اخلاق على عليه السلام هم چون اخلاق پدرش ابو طالب و محمد ( ص ) مربى او باشد و اينكه يكى كاملا مانند ديگرى باشد و داراى سرشت يكسان و طبيعت و خوى همانند باشند كه از يكديگر جدا نيست و يكى را بر ديگرى فضيلت و فرقى نخواهد بود ، جز اينكه خداوند متعال محمد ( ص ) را به رسالت خود ويژه فرموده است و او را براى وحى خود برگزيده است و اين به سبب مصالح خلق است كه در آن مورد خداوند مقرر فرموده است ، و لطف خداوند نسبت به محمد ( ص ) كاملتر و نفع او عام تر و تمام تر است و رسول خدا ( ص ) با موضوع رسالت از همگان ممتاز است ، و چون از پيامبرى بگذريم ديگر امور بر مبناى اتحاد ميان آن دو خواهد بود و خود پيامبر ( ص ) هم در اين گفتار خود خطاب به على ( ع ) همين موضوع را گنجانيده و فرموده است : « من از لحاظ نبوت بر تو فزونى دارم و تو بر مردم از هفت جهت برترى » همچنين خطاب به على ( ع ) فرموده است « منزلت تو نسبت به من چون منزلت هارون است نسبت به موسى جز اينكه پس از من پيامبرى نيست » و بدين گونه پيامبر ( ص ) خويشتن را با نبوت از على ممتاز فرموده است و براى على همه فضائل و خصائص ديگر را به طور مشترك ميان خود و او بيان كرده است . ابو جعفر نقيب كه خدايش رحمت كناد مردى پردانش و درست انديش و با انصاف در گفتگو و بدون تعصب در مورد مذهب بود ، هرچند علوى بود به فضائل صحابه اعتراف داشت و بر شيخين [ ابو بكر و عمر ] ثنا مى گفت و اعتقاد داشت كه آن دو اركان و قواعد اسلام را كه هنگام زندگى پيامبر مضطرب بود استوار كردند و اين به سبب فتوح و غنيمتهايى بود كه در دولت آن دو براى عرب فراهم آمد . در مورد عثمان هم مى گفت : « حكومت به روزگار او در كمال اقبال و