تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
همان حال كه كتك مى خوردند ، مى گفتند : كاروان پيشاپيش شماست ، دست از ما برداريد . در اين هنگام پيامبر ( ص ) نماز خود را تمام كرد و فرمود و « وقتى راست مى گويند آنان مى زنيد و وقتى دروغ مى گويند دست از آنها مى داريد ، رهايشان كنيد كه ايشان چيزى جز سپاه اهل مكه را نديده‌اند » و خداوند اين آيه را نازل فرمود . « و هنگامى كه خداوند به شما وعده داد كه يكى از دو طائفه از شماست و دوست مى داشتيد آنكه شوكتى ندارد از شما باشد و خداوند مى خواست با كلمات خود حق را ثابت كند . . . » مفسران در تفسير اين آيه گفته‌اند منظور از دو طائفه يكى كاروانى است كه از شام به همراهى و سرپرستى ابو سفيان به سوى مكه در حركت بود و مسلمانان به قصد تصرف آن حركت كرده بودند و ديگرى لشكر با شوكت قريش بود و پيامبر ( ص ) هم يكى از آن دو را به مسلمانان وعده داده بود و ياران پيامبر ( ص ) جنگ را خوش نداشتند و غنيمت را دوست مى داشتند . نقيب ابو جعفر مى گفت : اصحاب محمد ( ص ) همانها هستند كه در جنگ احد از حضورش گريختند و او را رها كردند و به بالاى كوه گريختند و او را به حال خود گذاشتند تا آنجا كه دشمنان چهره آن حضرت را دريدند و دندانهاى پيشين او را شكستند و بر كلاهخودش چنان ضربتى زدند كه تا استخوانهاى جمجمه‌اش نفوذ كرد و از اسب خود ميان كشتگان در افتاد و در همان حال با فرياد آنان را فرا مى خواند و از ايشان يارى مى خواست و هيچيك از ايشان جز همان كسى كه چون جان و خود پيامبر بود و سخت به او اختصاص داشت پاسخ نداد و اين است گفتار خداوند متعال كه فرموده است « به ياد آوريد هنگامى را كه از كوه بالا و دور مى رفتيد و نمى ايستاديد براى هيچ كس و پيامبر شما را از دنبال شما فرا مى خواند » يعنى پيامبر ( ص ) فرياد برآورده بود و فرياد او را فقط عقب ترين افراد در حال گريز مى شنيدند زيرا افراد جلو دور تر از آن شده بودند كه فرياد پيامبر را بشنوند و نتيجه‌اش چنين بود كه صدا و فرياد خواهى پيامبر ( ص ) فقط به گوش فراريانى كه