در ساقه و عقب بودند برسد .
نقيب ابو جعفر مى گفت : گروهى از ياران پيامبر در همان روز احد از فرمان او سرپيچى كردند و چنان بود كه پيامبر ( ص ) گروهى از آنان را براى نگهبانى دهانه و دره كوه گماشت و بيم داشت كه از آن نقطه سواران دشمن از پشت سر بر سپاه مسلمانان حمله آورند . آن گروه كسانى بودند كه فرمانده ايشان عبد الله بن جبير بود و آنان با دستور و فرمان او مخالفت كردند و به جمع آورى غنيمت روى آوردند و پايگاه و مركز خود را رها كردند و از همان طريق شكست و سستى بر لشكر اسلام وارد شد . خالد بن وليد همراه گروهى از سواران از همانجا حمله آورد و از همان دره كه آنان موظف به پاسدارى بودند وارد ميدان جنگ شد و مسلمانان ناگاه متوجه آنان شدند كه از پشت سر شمشير در آنان نهادهاند و همين موجب شكست و گريز شد . اين است معنى گفتار خداوند كه مى فرمايد « تا آنكه سستى و بد دلى كرديد و در آن كار ستيز كرديد و پس از آنكه آنچه را دوست مى داشتيد به شما ارائه فرمود نافرمانى كرديد گروهى از شما اراده دنيا دارند و گروهى اراده آخرت » . نقيب ابو جعفر مى گفت : همين اصحاب پيامبرند كه در جنگ تبوك پس از صدور اوامر موكد از فرمان پيامبر سرپيچى كردند و او را يارى ندادند و رها ساختند و همراهش حركت نكردند تا آنجا كه درباره ايشان اين آيه نازل شد : « اى كسانى كه گرويدهايد ، شما را چه مىشود كه چون به شما گفته مىشود در راه خدا حركت كنيد و بيرون رويد سنگين مىشويد بر زمين .
آيا به جاى آخرت به زندگى دنيا خشنود شديد و حال آنكه كالاى زندگى اين جهانى در قبال آخرت اندك است . اگر حركت نمى كنيد خداوند شما را عذاب مىكند عذابى دردناك . . . » مى بينى كه اين آيه خطاب به مومنان است نه منافقان و در اين آيه دليل روشن و واضح ديده مىشود كه اصحاب پيامبر و آنانى كه دعوت او را تصديق كرده بودند با پيامبر ( ص ) مخالفت و از فرمانش سرپيچى مى كردند و خداوند در مورد سرزنش و توبيخ آنان با اين گفتار ديگر خود تأكيد كرده است كه مى فرمايد « اگر كالايى نزديك و سفرى آسان بود همانا از تو پيروى مى كردند ولى اين مسافت بر آنان دور شد و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٦٠