اصحاب آن حضرت را به روزگار زندگى اش خوانده باشند ، هيچ گونه تفاوتى ميان سيره و روش پيامبر با سيره و روش على نيست ، همان گونه كه على عليه السلام همواره گرفتار مسائل ياران خود بود و با او مخالفت و سركشى مى كردند و پيش دشمنانش مى گريختند و گرفتار فتنهها و جنگها بود ، پيامبر ( ص ) هم همين گونه بود و گرفتار نفاق منافقان و آزارهاى ايشان و مخالفت اصحاب با آن حضرت و گريختن آنان پيش دشمنانش بود و همان گونه گرفتار فتنهها و جنگها بود .
نقيب ابو جعفر مى گفت : مگر نمى بينى كه قرآن عزيز انباشته از شكايت از آزار منافقان نسبت به پيامبر ( ص ) است ، همان گونه كه سخنان على ( ع ) انباشته از شكايت از منافقان اصحاب خود است اينكه آنان او را آزار مى دهند و گرد او را گرفتهاند و كاهلى و سستى مى كنند و اين شبيه اين گفتار خداوند متعال است كه فرموده است « آيا آنان را كه از راز گفتن منع شدند نديدى كه باز به آنچه از آن منع شدهاند باز مى گردند و با گناه و ستيز راز مى گويند و براى سرپيچى از فرمان رسول و چون پيش تو مى آيند تو را تحيتى مى گويند كه خدايت آن چنان تحيت نگفته است و در دلهاى خود مى گويند : چرا خداوند ما را به آنچه مى گوييم عذاب نمى فرمايد جهنم آنان را كافى است كه در آن در مى افتند و چه بد سرانجامى است » . و اين گفتار ديگر خداوند كه مى فرمايد « همانا كه راز گفتن از شيطان است تا آنانى را كه گرويدهاند اندوهگين سازد » و تمام سوره منافقون كه در وصف گروهى از ياران پيامبر است .
همچنين اين گفتار خداوند كه مى فرمايد « گروهى از ايشان به تو گوش فرا مى دهند و چون از پيش تو بيرون مى روند به اهل كتاب به تمسخر مى گويند باز اين مرد چه مى گفت آنان كسانى هستند كه خداوند بر دلهايشان زنگار بسته است و هواى نفس خويش را پيروى كردند » و اين گفتار خداوند متعال است كه فرموده « آنان را كه در دلهاشان مرض [ نفاق ] است مى بينى چنان به تو مى نگرند چون نگريستن كسى كه از مرگ بيهوش است . . . » و اين گفتار خداوند متعال « آيا آنان كه در دلهايشان مرض است پنداشتهاند كه خداوند كينههاى آنان را آشكار نمى سازد و اگر بخواهيم آنان را به تو نشان مى دهيم بدان گونه كه سيماى ايشان را بشناسى و بدون ترديد از لحن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٥٧