گفتارشان آنان را خواهى شناخت . . . » و اين گفتارهاى خداوند متعال است كه مى فرمايد « آن اعرابى كه همراهى نكردند به زودى به تو مى گويند نگهدارى اموال و زن و فرزندمان ما را [ از اين كار ] بازداشت اينك براى ما آمرزش بخواه . به زبانهايشان چيزى مى گويند كه در دلهايشان نيست . . . » آنان كه همراهى نكردند چون بسوى غنيمتها حركت كنيد كه بگيريد به زودى مى گويند بگذاريد ما از شما پيروى كنيم . مى خواهند سخن خدا را دگرگون كنند . . . » و اين گفتار خداوند « كسانى كه تو را از پس حجرهها به صداى بلند فرا مى خوانند بيشترشان نمى انديشند . . . » نقيب ابو جعفر مى گفت : همين اصحاب پيامبر ( ص ) بودند كه در مورد انفال ستيز كردند و آن را براى خود مطالبه كردند تا آنجا كه خداوند اين آيه را نازل كرد كه « بگو انفال از آن خداوند و رسول است ، از خدا بترسيد و اصلاح ذات بين كنيد و خدا و رسول را فرمان بريد اگر مؤمنانيد » همين اصحاب پيامبرند كه روز جنگ بدر سستى كردند و روياروى شدن با دشمن را خوش نداشتند تا آنجا كه بيم آن مى رفت كه از جنگ خوددارى كنند و زبون شوند و اين موضوع پيش از رويارويى دو گروه بود و اين آيه درباره آنان نازل شد « آنان در مورد حق آن هم پس از آنكه آشكار شده است با تو ستيز مى كنند ، گويى به چشم مى نگرند كه آنان را به سوى مرگ مى برند » .
[ نقيب افزود ] برخى از همين اصحاب محمد ( ص ) هستند كه دوست مى - داشتند بدون رويارويى با دشمن با كاروان روياروى شوند . آنان ميان راه دو مرد را ديدند و اسير كردند و از آنها درباره كاروان پرسيدند . گفتند : اطلاعى نداريم ولى لشكر قريش را پشت همين تپههاى ريگى ديدهايم - در آن هنگام پيامبر نماز مى گزارد ، ياران پيامبر ( ص ) شروع به زدن آن دو مرد كردند . آن دو همين كه كتك خوردند ، گفتند : كاروان پيشاپيش شما در حركت است ، به تعقيب آن برآييد . چون از زدن آنان خوددارى مى كردند باز مى گفتند به خدا سوگند ما كاروان را نديدهايم و فقط سواران و سلاح و لشكر را ديدهايم . دوباره شروع به زدن آنان كردند در
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٥٨