تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
همه اين امور در اضطراب امور حاكم و سست شدن پايه‌هاى حكومتش مؤثر بوده است و حال آنكه براى عمر هيچيك از اين امور اتفاق نيفتاده است . بنابراين ، فاصله ميان آن دو حكومت در تدبير نظام مملكت و صحت تدبير خلافت بسيار است . اگر بگويى : عقيده‌ات در قبال سياست پيامبر ( ص ) و تدبير آن حضرت چيست مگر پيامبر ( ص ) با آنكه فقط به نصوص و وحى عمل مى فرمود كارش استوار و منظم نبود ، و چون مى گوييد كه على هم فقط به نصوص عمل مى كرده است بايد تدبير و سياستش همچون تدبير و سياست پيامبر استوار و منظم باشد . مى گويم سياست و تدبير پيامبر ( ص ) خارج از اين بحث است كه ما در آن گفتگو مى كنيم ، زيرا پيامبر ( ص ) معصوم است و غفلت در كارهاى او راه پيدا نمى كند و حال آنكه به عقيده ما هيچيك از اين دو مرد [ عمر و على ] واجب نيست كه معصوم باشند ، وانگهى بسيارى از مردم بر اين عقيده‌اند كه خداوند متعال به پيامبر اجازه فرموده است تا در مسائل شرعى و غير آن به رأى خويش عمل كند و به او فرموده است به آنچه مصلحت مى بينى حكم كن كه تو جز بر حق حكم نمى كنى . اينكه گفتم اعتقاد و مذهب يونس بن عمران است و با اين فرض سوال منتفى است كه پيامبر ( ص ) به مصلحتى كه خود تشخيص مى داده عمل مى فرموده است و منتظر وحى نمى مانده است . بر فرض كه اين مذهب باطل باشد و سخن يونس بن عمران صحيح نباشد مگر چنين نيست كه گروهى بسيار از علماى اصول فقه بر اين عقيده‌اند كه براى پيامبر ( ص ) جايز است كه در احكام و تدبير اجتهاد فرمايد همان گونه كه يكى از علما مىتواند اجتهاد كند قاضى ابو يوسف كه خدايش رحمت كناد بر اين عقيده است و به اين گفتار خداوند متعال استناد كرده كه فرموده است « تا با آنچه خداوندت ارائه مىدهد ميان مردم حكم فرمايى » و بر اين مذهب و عقيده هم سوال ساقط است كه اجتهاد على عليه السلام مساوى با اجتهاد پيامبر ( ص ) نيست و تفاوت ميان اجتهاد آن دو مانند تفاوت ميان منزلت ايشان است . ابو جعفر بن ابى زيد حسنى نقيب بصره كه خدايش رحمت كناد هرگاه با او در اين مورد سخنى مى گفتيم مى گفت : از نظر كسانى كه سيره پيامبر ( ص ) و سياست