تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
هم سخت كينه‌توز بوده است ولى چنين كارى را از ابو بكر بعيد مى دانم كه مردى پارسا بوده است و چنين نيست كه ميان گرفتن خلافت و بازداشت فدك و خشمگين ساختن فاطمه ، ديگر كشتن على عليه السلام را هم مرتكب شود پناه بر خدا از اين كار و هرگز مباد . من گفتم : آيا خالد توان كشتن على عليه السلام را داشته است گفت : آرى و چرا توان آن را نداشته باشد و حال آنكه او مسلح و شمشير بدست بوده است و على عليه السلام بدون سلاح و غافل بوده و نمى دانسته است نسبت به او چه قصدى شده است . مگر ابن ملجم او را غافلگير نكرده و نكشته است ، در صورتى كه خالد از ابن ملجم شجاع تر بوده است . من از نقيب پرسيدم : اماميه در اين مورد چه روايت كرده‌اند و الفاظ آن چيست خنديد و گفت : « چه بسيار كسانى كه عالم به چيزى هستند ، در عين حال خود مى پرسند . » و گفت : از اين موضوع دست از سر ما بردار . تو در اين مورد چه در حفظ دارى گفتم : شعر مبتنى را ، و براى او خواندم . خوشش آمد و گفت : مى دانى مصراع اول شعرى كه خواندى چيست و از كيست گفتم از محمد بن هانى مغربى است و مصراع نخست آن چنين است : « همه روز مى كوشم كه تجربه خويش را افزون كنم . » چند بار مرا تحسين كرد و گفت اينك از اين بحث در گذريم و آنچه را در آن بوديم بخوانيم و تمام كنيم و من در آن هنگام كتاب جمهرة النسب ابن كلبى را پيش او مى خواندم . به خواندن آن برگشتيم و از گفتگو در مورد مطلبى كه پيش آمده بود منصرف شديم .

خطبه ( 240 )

از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه در آن آنچه را كه پس از هجرت پيامبر ( ص ) تا هنگامى كه به ايشان پيوسته است انجام داده است بازگو فرموده است . [ در شرح اين خطبه كه با عبارت « فجعلت اتبع مأخذ رسول الله صلى الله عليه و آله »
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 396 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى