تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
منطبق بر يكى از علتهايى كه گفته شده است باشد و اين طرز تفكر مايه طعن دين و جماعت مسلمانان است . و اگر جايز مى بود كه چنين گمانى نسبت به على عليه السلام و ديگران برده شود ، رسول خدا به نقل از قول خداوند متعال به شركت كنندگان در جنگ بدر نمى فرمود : « هر چه مى خواهيد انجام دهيد كه شما را آمرزيدم » و به على عليه السلام در مورد مبارزهء او با عمرو بن عبدود نمى فرمود : « تمام ايمان در قبال كفر بر پا خاست » و نيز در مورد طلحه نمى فرمود : « كارى انجام داد كه او را به بهشت خواهد برد » . وانگهى به ضرورت مى دانيم كه دين و آيين پيامبر ( ص ) چنين بوده است كه على عليه السلام را فقط براى جهاد و نصرت دادن دين تعظيم مى كرده است . بنابر اين كسى كه تصور كند جهاد على عليه السلام در راه خدا نبوده است و انگيزه ديگرى از آن انگيزه‌ها كه بر شمرده داشته است و كيد و مكر شيطانى و افراط در دشمنى على او را بر آن كار وا داشته است و چنان سخنانى بر زبان آورد است ، بدون ترديد به رسول خدا ( ص ) طعنه زده است و حال آنكه اين سخنان را دربارهء كسى گفته است كه خداوند فرمان به دوستى او داده است و از دشمنى و ستيز كردن با او نهى فرموده است . آيا گمان مى كنى آنچه در مورد كار على عليه السلام به گمان جاحظ و عثمانيان رسيده است بر پيامبر ( ص ) پوشيده مانده است و رسول خدا على را بدون آنكه سزاوار ستايش باشد ستايش فرموده است . جاحظ مى گويد : كسى كه داراى نفس معتدل و مختار باشد ، جنگ او طاعت و فرار او معصيت است . چون نفس او معتدل و همچون ترازويى است كه شاهين و دو كفه آن مستقيم است ، و اگر چنان نباشد ، اقدام او به جنگ و گريزش از آن موضوعى است كه در سرشت او قرار دارد و خوى اوست . شيخ ما ابو جعفر ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد در پاسخ جاحظ گفته مىشود : در اين صورت شايد ابوبكر هم كه به تصور تو چهل هزار درهم انفاق كرده است پاداشى نداشته باشد ، زيرا ممكن است نفس او غير معتدل بوده و سرشت و خوى او بخشش بوده است و شايد بيرون آمدن او با پيامبر ( ص ) به روز هجرت و حضورش در غار ثوابى نداشته باشد ، زيرا انگيزه‌هايى چون دوست داشتن بيرون شدن از مكه و خوش نداشتن درنگ در آن شهر و فراهم بودن وسايل وجود داشته