تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
اسحاق در كتاب مغازى خود آورده است . او مى گويد : چون عمرو بن عبدود در ناحيه مذاد از خندق گذشت و هماورد خواست و على بن ابى طالب عليه السلام ضمن جنگ تن به تن او را كشت ، مسافع بن عبد مناف بن زهرة بن حذافة بن جمح ضمن گريستن بر عمرو او را چنين مرثيه گفته است : « عمرو بن عبد نخستين سوار كارى بود كه در منطقه مذاد از خندق پريد و همو سوار كار وادى بدر - مليل - بود . . . » هبيرة بن ابى وهب مخزومى هم ضمن پوزشخواهى و بهانه‌تراشى از اينكه از جنگ على بن ابى طالب گريخته و عمرو را تنها رها كرده است ، چنين سروده و بر عمرو بن عبدود گريسته و او را مرثيه گفته است : « به جان خودت سوگند كه من به محمد و يارانش از بيم و ترس كشته شدن پشت نكردم ، ولى سنجيدم و ديدم كه شمشير و تير من بر فرض كه پايدارى كنم سودى ندارد . . . » همچنين هبيرة در سوگ عمرو ابيات زير را سروده است : « همانا برگزيدگان خاندان لوى بن غالب به خوبى مى دانند كه چون حادثه‌يى پيش آيد سوار كار دليرش عمرو است . . . » حسان بن ثابت انصارى هم ضمن ياد كردن از عمرو چنين سروده است : « همانا بامداد جنگ بدر با گروهى روياروى شدى كه ضربات كارساز بر تو زدند . . . » و همو در اين باره چنين سروده است : « عمرو كه چون شمشير برنده بود ، جوانمرد و دلير قريش و پيشانى او همچون شمشير صيقل داده شده بود . . . » اين اشعار نمونه‌يى از اشعارى است كه در مورد او سروده شده است ، و اما آثار و اخبار در كتابهاى سيره و جنگهاى دليران آمده است و هيچيك از بزرگان اين علم از عمرو بن عبدود نام نبرده‌اند مگر اينكه گفته‌اند كه سوار كار و دلير قريش بوده است . حسان بن ثابت هم كه خطاب به او گفته است : « همانا در بامداد جنگ بدر با گروهى روياروى شدى » از اين سبب است كه او در جنگ بدر همراه مشركان بود و تنى چند از مسلمانان را كشت و سپس گريخت و خود را به مكه رساند و هموست كه كنار كعبه عهد كرد كه هيچكس از او سه حاجت نخواهد خواست ، مگر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 385 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى