به زبير فرموده است : « به زودى با على جنگ خواهى كرد ، در حالى كه نسبت به او ستم خواهى كرد . » و بدينگونه به زبير فهمانده است كه در زندگى آن حضرت نخواهد مرد . و در قرآن خطاب به طلحه امده است : « و شما را نرسد كه پيامبر خدا را آزار دهيد و نرسد كه پس از رحلت او همسرانش را به همسرى بگيريد » و گفتهاند اين آيه در مورد طلحه نازل شده است و بدينگونه به او فهمانده شده است كه پس از پيامبر زنده خواهد ماند و بدينگونه لازم مى آيد كه براى طلحه و زبير هم فضيلتى در جهاد نباشد . وانگهى آنچه در نظر ما در مورد خبرى كه از پيامبر ( ص ) نقل كرده است ، اين است كه رسول خدا ( ص ) اين موضوع را هنگامى به على عليه السلام فرموده است كه جنگها همه تمام شده بوده است و مردم گروه گروه در دين خدا وارد مى شدهاند و همه عرب تسليم شده يا پرداخت جزيه مقرر را پذيرفتهاند .
جاحظ مى گويد : كسانى كه خواستهاند على را نصرت دهند و معتقد به تفضيل او بر ديگران هستند و به نبرد او با هماورد آن استناد مى كنند ، در اين مورد مبالغه كردهاند و حال آنكه خود حاضر نبودهاند . از جمله آنكه در مورد عمرو بن عبدود و شجاعت او مبالغه كردهاند و او را از عامر بن طفيل و عتبة بن حارث و بسطام بن قيس شجاع تر دانستهاند و حال آنكه ما اخبار و احاديث مربوط به جنگهاى فجار و جنگهاى ميان قريش و قبيلهء دوس و حلف الفضول را شنيدهايم و در آن ميان سخنى از عمرو بن عبدود نيست .
شيخ ما ابو جعفر اسكافى ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : موضوع عمرو بن عبدود و شجاعت او مشهورتر از آن است كه لازم باشد در آن مورد حجت آورده شود . بايد به كتابهاى سيره و مغازى نظر افكند و بايد به مرثيههاى شاعران قريش كه پس از كشته شدنش سرودهاند نگريست . و از جمله اخبارى است كه محمد بن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٨٤