تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
و هرگاه در كار عرب و قريش تأمل كنى و به اخبار سيره بنگرى و بخوانى خواهى دانست كه قريش و عرب همواره در جنگها به جستجوى پيامبر ( ص ) بودند و آهنگ كشتن او را داشتند و اگر به آن حضرت دسترس پيدا نمى كردند ، به جستجوى على عليه السلام و در صدد كشتن او بودند كه از ميان همهء مسلمانان ، در همهء احوال به پيامبر ( ص ) شبيه‌تر و نزديك تر بود و از همگان شديدتر از پيامبر دفاع مى كرد و دشمنان همواره آهنگ على مى كردند و مى دانستند هرگاه او را بكشند كار حكومت پيامبر ( ص ) را سست و شوكت آن حضرت را شكسته خواهند كرد كه على برترين كسى بود كه با نيرو و دليرى و بى باكى و پيشروى و دلاورى پيامبر را نصرت مى داد ، مگر نمى بينى كه عتبة بن ربيعه در جنگ بدر چه مى گويد . او همراه برادرش شيبة و پسر خود وليد به ميدان آمده بود ، پيامبر تنى چند از انصار را به جنگ آنان فرستاد . آن سه تن نسب انصاريان را پرسيدند ، كه چون نسب خود را بيان كردند ، و گفتند : برگرديد و پيش قوم خود برويد ، و سپس بانگ برداشتند و گفتند : اى محمد افرادى از قوم خودمان را كه هم شأن ما باشند بفرست و در اين هنگام پيامبر ( ص ) به خويشاوندان خود فرمود : اى بنى هاشم ، برخيزيد و حقى را كه خداوند در قبال باطل آنان به شما ارزانى فرموده است يارى دهيد . على برخيز ، حمزه برخيز ، عبيدة برخيز . مگر نمى بينى كه هند دختر عتبة - مادر معاويه - چه جايزه‌يى براى كشتن على در جنگ احد قرار داد زيرا على و حمزه در كشتن پدرش عتبه در جنگ بدر همكارى كرده بودند . مگر اين شعر هند را كه در سوگ خويشاوندان خود سروده است نشنيده‌اى كه مى گويد : « براى من در مورد پدرم عتبه و عمويم و محبوب سينه‌ام بردارم ، كه پرتو چهره‌اش چون ماه تمام بود ، صبرى باقى نمانده است . اى على با كشتن آنان پشتم را شكستى . » و اين بدان سبب بود كه على عليه السلام برادر هند ، وليد بن عتبه را كشته بود و در كشتن پدرش عتبه شركت داشت ، ولى عمويش شيبه را حمزه به تنهايى كشته بود . جبير بن مطعم به بردهء خود وحشى ، به روز جنگ احد گفت : اگر محمد را بكشى آزاد خواهى بود . و اگر على را بكشى آزاد خواهى بود و اگر حمزه را بكشى آزاد خواهى بود . وحشى گفت : اما محمد را كه يارانش مواظبت مى كنند . اما على مردى مواظب است كه در جنگ فراوان به اين سو و آن سو مى نگرد ، ولى