تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
خود را روبراه كند و سپس خويشاوندان خود را به ترتيب نزديكى آنان فرا خواند ، آنچنان كه رسول خدا ( ص ) انجام داد و همين كه مبعوث شد نخستين كسى را كه به اسلام فرا خواند همسر او خديجه بود ، سپس پسر عموى خويش على عليه السلام را كه تحت تكفل پيامبر ( ص ) بود و پس از او آزاد كرده خود زيد و خدمتكار خويش ام ايمن را به اسلام دعوت فرموده است و آيا هيچكس از وابستگان پيامبر را ، كه در پناه آن حضرت بوده‌اند ، ديده‌ايد كه به مسلمان شدن پيشى نگيرد و آيا هيچيك از اينان كه بر شمرديم در پذيرفتن اسلام درنگ كردند آرى حسن تدبير و مداراى در دعوت اينچنين است و بايد اضافه كرد كه پيامبر ( ص ) تنگدست و فقير و به هنگام بعثت ظاهرا در زمره نانخورهاى خديجه بوده است و حال آنكه ابو بكر در نظر شما مردى توانگر بوده است و پدر و پسر و همسرش تنگدست بوده‌اند و بر طبق قاعده فطرت و عقل ، توانگر سزاوارتر است كه پيروى شود . همانا مدارا و دقت و حسن دعوت به اسلام كارى است كه مصعب بن عمير در مورد سعد بن معاذ انجام داد و كارى است كه سعد بن معاذ نسبت به بنى عبد الاشهل به هنگام دعوت آنان به اسلام و بريدة بن حصيب نسبت به قبيله اسلم انجام داده‌اند ، كه گفته‌اند همه افراد قبيله بنى الاشهل بر اثر دعوت سعد بن معاذ در يك روز مسلمان شده‌اند و بر اثر دعوت بريده هشتاد خانواده از قبيله اسلم مسلمان شدند . اما كسى كه پدر و پسر و همسر و خواهرش با دعوت او مسلمان نشده‌اند بسيار بعيد است كه بتوان او را به مدارا و حسن دعوت و بردبارى وصف كرد . جاحظ مى گويد : از اين گذشته ابو بكر گروهى از كسانى را كه در راه خدا شكنجه مى شده‌اند و شش برده بوده‌اند كه از جملهء ايشان بلال و عامر بن فهيره و زبيرة نهديه و دخترش بوده‌اند خريده و آزاد كرده است ، همچنين از كنار كنيزكى گذشت كه عمر بن خطاب او را شكنجه مى داد كه او را هم از عمر بن خطاب خريد و آزاد كرد و ابو عيسى را هم آزاد كرد و خداوند متعال اين آيات را در مورد او نازل فرمود « اما آن كس كه عطا و پرهيزگارى كرد و به نيكويى تصديق كرد ما هم كار او را سهل و آسان مى كنيم » ، تا آخر سوره . شيخ ما ابو جعفر اسكافى ، كه