و اخبار آنان را از ابو بكر آموخته است . چگونه است كه ابو بكر از مسلمان كردن اين اشخاص كه بر شمرديم ، با وجود آنكه دوستى او با ايشان بدينگونه كه گفتيم بوده است ، عاجز مانده است و كسانى را كه با آنان چندان انس و شناختى نبوده است به اسلام دعوت كرده است و چگونه است كه عمر بن خطاب را كه از همهء مردم به او نزديكتر و شبيهتر و در بيشتر خلق و خوى خود نظير او بوده است نتوانسته است مسلمان كند . و اگر انصاف دهيد به خوبى مى دانيد كه اسلام اين گروه خر با دعوت پيامبر ( ص ) نبوده است و بدست آن حضرت مسلمان شدهاند و اگر در مورد روش پسنديده دعوت به اسلام بينديشيد ، براى ابو طالب با آنكه به تصور شما مشرك بوده است ، چند برابر اين فضيلتى كه براى ابو بكر متذكر شدهايد موجود است كه خودتان روايت مى كنيد ابو طالب به على عليه السلام گفت : پسركم همراه پسر عمويت باش كه او تو را جز به كار خير فرا نمى خواند ، و به جعفر گفت : كنار پسر عمويت نماز بگزار ، و جعفر با همين سخن ابو طالب مسلمان شد و به پاس ابو طالب همه اعقاب عبد مناف دو مكه بر نصرت پيامبر ( ص ) دست بدست دادند و از ميان بنى مخزوم و بنى سهم و بنى جمح مشخص شدند و به پاس ابو طالب افراد بنى هاشم بر سختى محاصره شدن در دره ابو طالب صبر و پايدارى كردند و به سبب توجه ابو طالب به محمد ( ص ) و دعوت او ، همسرش فاطمه دختر اسد مسلمان شد .
بنابر اين ابو طالب با مداراتر و فرخندهتر از ابو بكر و ديگران بوده است و بر فرض كه ثابت شود خودش مسلمان نشده است فقط براى تقيه بوده است . و ابو بكر جز يك پسر كه همان عبد الرحمان باشد نداشته است و نه تنها نتوانسته است او را مسلمان كند بلكه پس از اينكه اسلام را نپذيرفته است ابو بكر موفق نشده است كه او را همچون يكى از مشركان ديگر مكه كه آزارشان نسبت به پيامبر كمتر بوده است تربيت كند تا آنجا كه اين آيه در مورد او نازل شده است كه مى فرمايد : « و آنكه به پدر و مادرش گفت اف بر شما باد ، آيا مرا بيم و وعده مى دهيد كه از گور بيرون آورده مى شوم و حال آنكه پيش از من امتهايى در گذشتهاند ، و پدر و مادرش از خدا فرياد خواهى مى كردند و مى گفتند اى واى بر تو ، ايمان بياور كه وعدهء خداوند حق است ، و او مى گفت اين چيزى جز افسانههاى گذشتگان نيست » و حسن مدارا و توفيق آدمى به اين شناخته مىشود كه نخست كار اهل خانه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٦٦