پيامبر ( ص ) كه دو درهم بوده است خوددارى كند .
اما آنچه در مورد بسيارى افراد عائله و نفقه ايشان گفتهاند دليلى بر فضيلت ابو بكر نيست ، زيرا نفقه آنان بر او واجب بوده است . با آنكه سيره نويسان نوشتهاند كه ابو بكر بر پدرش چيزى انفاق نمى كرد و او مزدور ابن جدعان بود كه بر سفرهاش مى ايستاد و مگسها را مى راند .
جاحظ مى گويد : و شما به خوبى مى دانيد كه ياران پيامبر ( ص ) در مكه با مشركان چگونه برخورد كردند و بسيارى از آنان كارهاى پسنديده انجام دادند نظير آن كار حمزه كه با كمان خود بر سر ابو جهل كوبيد و آن را دريد و ابو جهل در آن هنگام سالار بطحاء و سرور كفر و پر حمايت ترين مردم مكه بود . و شما مى دانيد كه چون در مكه شايعه پراكنى كردند كه محمد ( ص ) كشته شد ، زبير شمشير خود را كشيد و به رويارويى مشركان آمد و عمر بن خطاب همين كه مسلمان شد : گفت : از امروز ديگر خداوند پوشيده عبادت نخواهد شد . و سعد بن ابى وقاص با استخوان چانه شترى بر يكى از مشركان ضربه زد و او را خون آلود كرد ، و در مورد اين فضائل براى على بن ابى طالب هيچ سهمى نبوده است و خداوند متعال فرموده است : « كسانى از شما كه پيش از فتح مكه انفاق و جنگ كردهاند با آنانى كه پس از آن انفاق و جنگ كردهاند برابر نيستند و آنان از اينان درجهء بزرگترى دارند » ، و هرگاه خداوند متعال كسانى را كه قبل از فتح مكه انفاق كردهاند فضيلت داده باشد و پس از فتح مكه هم ديگر هجرتى نبوده است ، گمان شما درباره كسى كه نه تنها پيش از هجرت بلكه از هنگام بعثت رسول خدا - تا هنگام هجرت و پس از آن انفاق كرده است چيست . شيخ ما ابو جعفر اسكافى ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : ما فضيلت و سوابق صحابه را منكر نيستيم و همچون اماميه هم نيستيم كه هوى و هوس آنان را بر انكار كردن امور معلوم وا دارد ، ولى منكر فضيلت هر يك از صحابه بر على بن ابى طالب هستيم و چيز ديگرى را انكار نمى كنيم و تعصب جاحظ را هم براى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٧٠