حالى بهاى آن را گرفت و اين موضوع را همهء محدثان نقل كردهاند و خودتان هم روايت مى كنيد كه ابو بكر هنگام اقامت در مدينه توانگر و آسوده بوده است و از عايشه هم روايت مى كنيد كه مى گفته است : ابو بكر هجرت كرد و ده هزار درهم داشت و مى گوييد خداوند در مورد او اين آيه را نازل فرموده است : « و نبايد صاحبان ثروت و نعمت شما دربارهء خويشاوندان خود و در راه بى نوايان و مهاجران در راه خدا از انفاق كوتاهى كنند » و مى گوييد اين آيه در شأن ابو بكر و مسطح بن اثاثه نازل شده است پس آن فقر ابو بكر كه پنداشتهايد اموال خود را چنان انفاق كرد كه فقط يك عبا براى او باقى ماند كه خود را در آن مى پيچيد كجاست و شما روايت مى كنيد كه خداوند متعال را در آسمانها فرشتگانى است كه فقط عبايى به خود پيچيدهاند و پيامبر ( ص ) در شب معراج آنان را ديد و از جبريل دربارهء آنان پرسيد و جبريل فرمود : اينان فرشتگانى هستند كه به ابو بكر بن ابى قحافه كه دوست تو در زمين است تأسى جستهاند و او به زودى همهء اموالش را بر تو هزينه مىكند تا آنجا كه فقط عبايى بر گردن خويش خواهد داشت ، و از سوى ديگر خودتان روايت مى كنيد كه چون خداوند آيهء نجوى را نازل كرد و فرمود : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون با رسول خدا نجوى مى كنيد پيش از راز گفتن خود صدقهيى بپردازيد كه آن براى شما بهتر است .
» هيچكس جز على بن ابى طالب به اين دستور عمل نكرد . با آنكه خودتان اقرار به فقر و تنگدستى او داريد و ابو بكر با آنكه در گشايش بود از پرداخت صدقه رازگويى با سؤال كردن خوددارى كرد و خداوند مومنان را در اين باره سرزنش كرده و فرموده است : « آيا از اينكه پيش از نجوى و رازگويى خود صدقه بپردازيد از فقر ترسيديد و اينك با آنكه چنان نكرديد خداوند شما را بخشيد » . و خداوند متعال صدقه ندادن را خطايى دانسته كه توبه آنان را پذيرفته است و آن خوددارى ايشان از صدقه دادن است . با اين وضع چگونه ابو بكر سخاوت داشته است كه چهل هزار درهم را بپردازد و از تقديم صدقه مناجات با
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٦٩