تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
اعتماد منند . خوددارى مكنيد و پسر عمويتان را كه برادرزادهء پدر و مادرى من است يارى دهيد . به خدا سوگند من از يارى او خوددارى نمى كنم و هيچيك از پسران نژادهء من از يارى او خوددارى نمى كند . » راويان مى گويند : جعفر از همان روز مسلمان شد كه پدرش به او فرمان داد و او فرمان پدر را اطاعت كرد ، در صورتى كه ابو بكر نتوانست پسر خود عبد الرحمان را به اسلام در آورد و او سيزده سال در مكه به كفر خود باقى بود و پس از آن در جنگ احد همراه مشركان بود و ميان لشكر آنان فرياد مى كشيد كه من عبد الرحمان پسر عتيقم ، آيا هماوردى هست و پس از آن هم همچنان بر كفر خود باقى بود تا آنكه در سال فتح مكه ، كه همهء قريش خواه و ناخواه مسلمان شدند ، او هم مسلمان شد و در آن هنگام هيچ يك از افراد قريش چاره و راهى جز مسلمان شدن نداشت . از اين گذشته مدارا و حسن احتجاج ابو بكر نسبت به پدرش ابو قحافه هم هيچ اثرى نداشته است و با آنكه هر دو در يك خانه ساكن بودند ، اى كاش ابو بكر مى - توانست با مدارا او را به اسلام فرا خواند تا مسلمان شود و خودتان مى دانيد كه ابو قحافه تا روز فتح مكه مسلمان نشد و همچنان بر كفر خود باقى ماند . پسرش ابو بكر در آن روز او را كه پيرى فرتوت و موهاى سرش همچون پنبه و ابر يكسره سپيد بود به حضور پيامبر آورد . رسول خدا را خوش نيامد و فرمود : اين سپيدى موهايش را تغيير دهيد . او را خضاب كردند و بار ديگر به حضور پيامبر آوردند و مسلمان شد . ابو قحافه فقيرى گرسنه و در مانده و ابو بكر مردى توانگر و ثروتمند بود و نتوانست با نيكى كردن و پرداخت اموال به پدر خويش از او استمالت كند و او را به اسلام در آورد . همچنين همسر ابو بكر يعنى مادر پسر ديگرش عبد الله ، كه نامش نملة و دختر عبد الغرى بن اسد بن عبدود و از قبيله بنى عامر است ، مسلمان نشد و همچنان بر كفر خود در مكه باقى ماند و ابو بكر هجرت كرد و او همچنان كافر بود و چون اين نازل شد كه « و هرگز به نگهدارى زنان كافر دست ميازيد » ابو بكر طلاقش داد . بنابر اين كسى كه از مسلمان كردن پدر و فرزند و همسر خويش عاجز و ناتوان باشد ، از مسلمان كردن ديگران و بيگانگان ناتوان تر است ، و كسى كه پدر و فرزند و همسرش سخن او را نه با مدارا و نه با بيم دادن از قطع هزينه و زور نپذيرند . ديگران سخن او را كمتر مى پذيرند و بيشتر با او مخالفت مى كنند .