تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
مدينه فرمود . قريش از شدت كينه‌يى كه داشت چون نتوانست به پيامبر دست يابد صد شتر جايزه تعيين كرد . ديگر چه معنى دارد كه براى ابو بكر صد شتر جايزه تعيين كند ، كه او به گفته شما پناهندگى را رد كرده و ميان آنان تنها و بدون ناصر و حامى مانده و هر چه مى خواستند مى توانستند نسبت به او انجام دهند . ظاهرا عثمانيان يا نادان ترين يا دروغگو و وقيح ترين مردمند . اين سخن كه جاحظ مى گويد در هيچ سيره و خبرى نيامده است و هيچكس آن را نشنيده است و پيش از جاحظ كسى آن را نگفته است . جاحظ مى گويد : فضيلت ديگر ابو بكر حسن احتجاج او و فراخواندن مردم به اسلام است تا آنجا كه طلحه و زبير و سعد و عثمان و عبد الرحمان بدست او مسلمان شدند و او از همان ساعتى كه مسلمان شد مردم را به خدا و رسولش فرا خواند . شيخ ما ابو جعفر ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : اين سخن چه شگفت - انگيز است كه عثمانيان براى ابو بكر ادعا مى كنند و مى گويند به نرمى و با احتجاج پسنديده مردم را به اسلام فرا مى خوانده است ، در حالى كه ابو بكر هنگامى كه مسلمان شده پسرش عبد الرحمان در خانهء او زندگى مى كرد و ابو بكر نتوانست او را با رفق و مدارا و احتجاج پسنديده مسلمان كند ، يا آنكه با زور و اجبار و قطع هزينه‌اش او را به قبول اسلام وا دارد . وانگهى ابو بكر در نظر پسرش آنقدر احترام و منزلت نداشته است كه از فرمان او اطاعت كند و به آنچه او را فرا مى خواند بپذيرد ، در صورتى كه روايت شده است كه ابو طالب روزى پيامبر ( ص ) را گم كرد و بيم آن داشت كه قريش آن حضرت را غافلگير سازند و همراه پسرش جعفر بيرون آمد و به جستجوى پيامبر پرداختند . آن حضرت را در يكى از دره‌هاى مكه پيدا كردند كه به نماز ايستاده بود و على ( ع ) هم در سمت راست او ايستاده بود . همين كه ابو طالب آن دو را ديد به جعفر گفت : برو پهلوى پسر عمويت نماز بگزار . جعفر سمت چپ رسول خدا ( ص ) ايستاد و چون شمارشان سه تن شد پيامبر ( ص ) اندكى پيش رفت و آن دو برادر اندكى عقب رفتند ، در اين هنگام ابو طالب گريست و چنين گفت : « همانا على و جعفر به هنگام پيشامدهاى دشوار و حادثه‌هاى سنگين مايهء