جستجوى رسول خدا بر آيد و بر او دست يابد و پيامبر ( ص ) از احتمال چنين موضوعى هم دربارهء على آسوده خاطر بوده است .
ديگر آنكه هر چند مورد اعتماد و رازدار و شجاع دلير بوده است ، اين احتمال داده مى شده است كه نتواند توقف در بستر را تحمل كند ، كه اين موضوعى غير از شجاعت است و مى دانيم سخت تر از حال كسى است او را بسته باشند و از حركت باز داشته باشند ، زيرا كسى كه بسته و از حركت باز داشته شده است مىداند راهى براى گريز ندارد و حال آنكه على راه گريز و دفاع از خود داشته است و در عين حال نه گريخته و نه از خود دفاع كرده است .
ديگر آنكه با وجود جمع بودن همهء چيزهايى كه گفته شد اين احتمال مى رفته است كه به هنگام شكنجه و عقوبت صبرش تمام شود و تراوشى از او سر زند و به آنچه مىداند اقرار كند و بگويد پيامبر ( ص ) از فلان راه بيرون رفته است و پيامبر تعقيب و گرفتار شود و على ( ع ) چنين هم نكرد و به همين سبب است كه علماى مسلمان گفتهاند : هيچكس از بشر را نمى شناسيم كه به فضيلتى چون فضيلت على عليه السلام در آن شب رسيده باشد . مگر قضيهء حضرت ابراهيم و حضرت اسحاق به هنگامى كه ابراهيم ( ع ) از او خواست كه تسليم براى كشته و قربانى شدن بشود ، و اگر چنين نبود كه كسى بر پيامبران فضيلت ندارد ، مى گفتيم آزمايش و گرفتارى على عليه السلام بزرگتر و ارزشمندتر بوده است ، زيرا روايت است كه چون ابراهيم ( ع ) به اسحاق فرمان داد براى كشته شدن بر زمين بخوابد اسحاق ( ع ) اندكى درنگ كرد و بر حال خود گريست و چون پدرش مى دانست كه او را در آن مورد ترديد و درنگى است ، به گفتهء قرآن مجيد به او گفت : « پس بنگر كه تو خود چه مى بينى » ، در صورتى كه حال على عليه السلام بر خلاف اين بوده است و هيچ درنگى و خوددارى يى نفرموده است . رنگش دگرگون نشده و اعضاى بدنش به لرزه نيفتاده است . و مى دانيم كه اصحاب پيامبر ( ص ) در مواردى آرايى مخالف با نظر و فرمان آن حضرت اظهار مى كردند و پيامبر در پارهيى از امور نظر خود را رها و پيشنهاد ايشان را قبول مى كرد ، آن چنان كه در جنگ خندق پيامبر ( ص ) پيشنهاد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٥٣