تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
زنده‌دارى در بستر رسول خدا ( ص ) احتجاج كند ، ميان موضوع غار و بستر فرقى آشكار است ، زيرا در مورد غار و همراهى و مصاحبت ابوبكر با پيامبر قرآن سخن گفته است و بدينگونه چيزى همچون نماز و زكات و ديگر امورى كه قرآن نقل كرده است مى باشد و حال آنكه كار على عليه السلام و خفتن او در بستر پيامبر ( ص ) هر چند كه صحيح و ثابت هم باشد باز در قرآن ذكر نشده است و به روش روايات و اخبار است و اين همسنگ آن نيست . شيخ ما ابو جعفر ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : اين سخنى بى تأثير است كه حديث خفتن على ( ع ) در بستر پيامبر ( ص ) با تواتر ثابت شده است و فرقى ميان آن و آنچه در نص كتاب آمده است نيست و كسى جز ديوانه يا غير مسلمان اين سخن را نمى گويد . مگر موضوع آنكه نمازهاى واجب روزانه پنج است و نصاب زر چه اندازه است و اينكه خروج باد مبطل طهارت است و امورى نظير اينها كه حكمش با تواتر معلوم است در قرآن آمده است و آيا مخالف نص كتاب است اين چيزى است كه هيچ خردمند رشيدى نمى گويد . وانگهى خداوند متعال در قرآن از ابوبكر نام نبرده بلكه فرموده است « هنگامى كه به همنشينى خود مى گفت » و از طريق اخبار و آنچه كه در سيره آمده است دانسته‌ايم كه مقصود ابوبكر است ، و اهل تفسير گفته‌اند : اين گفتار خداوند متعال كه فرموده است « خدا مكر فرمود و خداوند بهترين مكر كنندگان است » ، كنايه از على عليه السلام است كه نسبت به مشركان مكر ورزيد و آغاز اين آيه چنين است : « و چون آنان كه كافرند نسبت به تو مكر ورزيدند ، تا تو را باز دارند يا بكشند يا بيرونت كنند ، آنان بدسگالى كردند و خدا هم سگالش كرد و خدا بهترين سگالش كنندگان است » . اين آيه در شب هجرت نازل شده است . مكر و سگالش كافران تقسيم كردن شمشيرها ميان قبايل قريش بود و مكر خداوند خوابيدن على عليه السلام در بستر پيامبر بود و هيچ فرقى در اين دو مورد نيست كه از هر دو به صورت كنايه ياد شده است نه به صورت تصريح . و تمام مفسران نقل كرده‌اند كه اين گفتار خداوند « و از مردمان كسى است كه جان خود را براى كسب رضاى خداوند مى فروشد » در مورد على عليه السلام