تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
شگفت مى كنم كه چگونه با آنكه به سوى خداوند متعال پناه برده بود ، باز مى گفت به ركنى قوى گريزم . و اين حال يك روز و دو روز و يك ماه و دو ماه و يك سال و دو سال نبود ، بلكه سالهاى پياپى بود . و پس از رسول خدا ( ص ) محنت و سختى ابو بكر از همگان بيشتر بود كه او هم در مكه همان اندازه كه پيامبر اقامت فرمود ، يعنى سيزده سال ، اقامت داشت و اين مدت ميانگين اقوالى است كه دربارهء مدت اقامت پيامبر ( ص ) در مكه گفته شده است . شيخ ما ابو جعفر اسكافى ، كه خدايش رحمت كناد ، در پاسخ گفته است : چنين مى بينم كه دليل جاحظ براى اينكه ابو بكر از همه محنت و سختى بيشترى داشته است فقط موضوع اقامت او در مكه به اندازهء اقامت پيامبر ( ص ) است ، و حال آنكه اين دليل تنها به ابو بكر مختص نيست ، كه على عليه السلام ، همچنين طلحه و زيد و عبد الرحمان بلال و خباب و كسان ديگرى هم همان اندازه مقيم مكه بوده‌اند و بر عهدهء جاحظ است كه دليل ديگرى ارائه دهد كه دلالت بر آن داشته باشد كه محنت و سختى ابو بكر از همگان بيشتر و دشوارتر بوده است . بنابر اين احتجاج جاحظ خود به خود بى ارزش است . وانگهى بايد به جاحظ گفته شود ترا چه مىشود كه موضوع خوابيدن و شب زنده‌دارى على عليه السلام در بستر پيامبر ( ص ) در شب هجرت را بى اهميت جلوه مى دهى و از آن نام نمى برى . آيا آن را فراموش كرده‌اى يا خود را به فراموشى زده‌اى در صورتى كه آزمايش بزرگ و فضيلت سترگ همان است كه هرگاه آدمى در آن بنگرد و بينديشد ، ضمن آن فضائل مختلف و مناقب گوناگون ديگرى را هم مى بيند . و چنان بود كه چون براى مشركان آگاهى قطعى حاصل شد كه پيامبر ( ص ) تصميم گرفته است از ميان آنان برود و پيش ديگران هجرت فرمايد ، آهنگ شتاب در كشتن او كردند و پيمان بستند كه بر آن حضرت در بسترش شبيخون زنند و با شمشيرهاى بسيارى كه هر يك در دست يكى از سالارهاى خاندانهاى مختلف قريش قرار داشته باشد بر او ضربت بزنند تا خون او ميان همهء خاندانها و قبائل تباه شود و بنى هاشم نتوانند خون رسول خدا را از يك قبيله و خاندان قريش مطالعه كنند . و پيمان بستند و سوگند خوردند و هماهنگ شدند كه در آن شب آن كار را انجام دهند . و چون پيامبر ( ص ) از كار آنان آگاه شد ، مطمئن ترين افراد را در نظر خويش كه او را برگزيده‌ترين مردم مى دانست فرا خواند و يقين داشت كه او بخشنده‌ترين مردم
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 351 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى