تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
دربارهء جان و خون خويش در راه خداوند است و شتابانتر از همگان پاسخ مثبت مىدهد و فرمان بردارتر است . آنگاه به او فرمود : قريش پيمان بسته و سوگند خورده‌اند كه امشب بر من شبيخون زنند . تو در بستر من برو و در خوابگاه من بخواب و برد حضرمى مرا بر خود بيفكن كه چنين پندارند كه من از خانهء خود بيرون نرفته‌ام و من به خواست خداوند متعال بيرون خواهم شد . پيامبر ( ص ) در عين حال على را از هر گونه حيله‌گرى و چاره‌انديشى منع كرد و او را از اينكه به يكى از انواع چاره‌گريها و پيش گيريهايى كه مردم براى حفظ جان خود مى كنند دست يازد بازداشت و در واقع او را وادار فرمود كه خويشتن را عرضهء لبه‌هاى تيز شمشير ، آن هم از دست مردمى تندخو و كينه‌توز كند ، و على ( ع ) در كمال شنوايى و فرمانبردارى و خوش نفسى آن را پذيرفت و در كمال شكيبايى و براى رضاى خداوند متعال در بستر پيامبر ( ص ) آرميد و با جان خود در حالى كه منتظر كشته شدن خويش بود از رسول خدا حمايت كرد . و هيچ منزلتى براى هيچ صابرى فراتر از بخشيدن جان نيست و كسى به فراتر از آن نمى رسد ، كه بخشيدن جان و گذشت از آن نهايت بخشندگى است . و اگر پيامبر ( ص ) او را شايسته آن كار نمى دانست بر آن كار نمى گماشت ، و اگر نقصى در شكيبايى و شجاعت و خير خواهى او براى پسر عمويش وجود مى داشت و پيامبر ( ص ) او را براى آن كار مى گزيد ، دليل بر آن بود كه پيامبر در اختيار كردن او گرفتار اشتباه شده است و براى هيچ مسلمانى جايز نيست كه چنين پندارى داشته باشد و همهء مسلمانان در اين مسأله اتفاق نظر دارند كه پيامبر ( ص ) همواره بهترين كار را انجام مى داده‌اند و بهترين گزينش را داشته‌اند . و از اين گذشته ، هرگاه كسى با دقت بر اين كار على ( ع ) بنگرد چند فضيلت ديگر هم در آن مى بيند كه به شرح زير است : از جمله آنكه علاوه بر آنكه على ( ع ) مورد اعتماد براى انجام اين كار بوده است ولى تأمينى نداشته است كه آن راز فاش نشود و تدبير تباه نگردد و موضوع براى دشمنان آشكار نگردد و بنا بر اين رازدارى شخص على ( ع ) هم مورد تأييد و اعتماد بوده است . ديگر آنكه اين احتمال مى رفته است كه با وجود رازدارى و مورد اعتماد بودن در نظر كسى كه على را براى آن كار برگزيده است ، تأمينى از ترس به هنگام غافلگير شدن و فرا رسيدن خطر نبوده باشد و از بستر بگريزد و از ناچارى به