تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
است كه بار على بر گردن مشركان به مراتب سنگين تر از ديگران است كه هاشمى بوده است و پدرش هم از پيامبر حمايت مى كرده است و مانع ستم بر او بوده است . و اين على است كه درهاى مخالفت و ستيز با عرب را گشود و با آشكار ساختن اسلام و نماز خود آنان را خوار شمرد و با افراد خاندان و عشيرهء خود مخالفت و از پسر عموى خويش در آيينى كه از پيش شناخته شده نبود و نظيرى نداشت پيروى كرد . و خداوند متعال در مورد احوال آن قوم مى فرمايد : تا بيم دهى گروهى را كه پدران ايشان بيم داده نشده‌اند و آنان بى خبرانند » . و على عليه السلام افزون بر اين كار همواره مصاحب رسول خدا ( ص ) بوده است و پيامبر همهء اندوه خود را بر او شكايت مى فرموده است و على همنشين و انيس خلوت و دوست همهء روزگاران پيامبر بود و همهء اين امور موجب مى شد كه اعراب بر ضد او تحريض شوند و دشمنى كنند . و شما گروه عثمانيان براى ابو بكر فضيلتى ثابت مى كنيد و مى گوييد : از مكه تا مدينه مصاحب آن حضرت بوده است و با ايشان در غار به سر برده است و به همين اندازه كه شريك پيامبر در هجرت و انيس آن حضرت در وحشت بوده است ، براى او معتقد به مرتبتى شريف و حالتى جليل هستيد . اين مقدار مصاحبت كجا قابل مقايسه با مصاحبت على عليه السلام در خلوتهاى پيامبر ( ص ) است ، آن هم هنگامى كه در شب و روز براى رسول خدا همدمى جز او نبوده است . پيامبر ( ص ) هنگام اقامت در مكه فقط همراه على خدا را پوشيده عبادت مى كرد ، و حاجتهاى خود را آشكارا به على مى فرمود و على همانگونه كه برده‌يى براى صاحب خود خدمت مىكند خدمتگزار بود و همچون پسرى مهربان نسبت به پدر ، نسبت به رسول خدا مهربانى و عطف توجه مى كرد ، تا آنجا كه چون از عايشه پرسيدند محبوب ترين مردم در نظر رسول خدا ( ص ) چه كسى بود گفت : از مردان على و از زنان فاطمه . جاحظ مى گويد : ابو بكر پيش از هجرت از كسانى بود كه در مكه شكنجه‌اش مى دادند . نوفل بن خويلد كه به ابن عدويه معروف است او را دوبار در مكه چنان